( شرح احوال مملكت خراسان ) « 1 » از ابتداى سنهء هشتصد و هفتاد و شش هجرى لغايت نهصد و يازده هجرى [ موافق سال هشتصد و شصت و ششم تا نهصد و يكم از رحلت خير البشر ] « 2 »
بعد از آنكه بار ديگر پادشاهى خراسان بر ميرزا سلطان حسين [ بايقرا ] قرار گرفت ، با رعايا و زيردستان به موجب دلخواه ايشان سلوك نموده و با همگى همت متوجه تسخير بلخ شد ؛ چه ، در آن وقت كه ميرزا يادگار به امداد تركمانان به خراسان درآمد ، ميرزا سلطان محمود نيز متوجه بلخ شد و امير مغول و سلطانعلى كجكيه كه از جانب ميرزا سلطان حسين در بلخ حاكم و ضابط بودند ، مدتى بلخ را نگاه داشتند . و آخر سلطانعلى خاك بىوفايى بر فرق خود بيخته ميرزا سلطان محمود را از دروازهء خواجه عكاشه به شهر درآورد و مير مغول دستگير گشت و مصحوب يادگار آنكه او را به جانب سمرقند فرستادند و يادگار آنكه چون دستآويزى مثل مير مغول يافت ، از ميرزا سلطان محمود روگردان شده به ملازمت ميرزا سلطان حسين روان شد . و به وقتى كه پادشاه و مير عليشير ، مير مغول را ياد كرده استخلاص او را چارهجويى مىكردند ، و آنكه با مير مغول پيش ميرزا سلطان حسين به مرو آمد و رعايت يافت .
و هم در قشلاق مرو خبر رسيد كه فوجى از لشكر ميرزا سلطان محمود به ايلغار به كنار آب مرغاب آمده امير پير محمد ارلات را به قتل آوردهاند و امير مظفر برلاس و امير كريمداد كه رفيق پير محمد بودند ، شكست يافتهاند ، و به وقت گريز امير كريمداد گرفتار شده .
و پادشاه از اين معنى به غايت برآشفته به عزم جنگ ميرزا سلطان محمود سوار شده در
هامش
( 1 ) . نقل از حاشيهء « ق » .
( 2 ) . نسخ بياض .