تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5363

مساهمون:

ص٥٣٦٣
آبا و اجداد او در دودمان ميرزا عمر شيخ بهادر به شرف كوكلتاشى مشرف بوده‌اند . و مير عليشير در اوايل حال در خدمت ميرزا سلطان حسين به سر مىبرد و به وقت آنكه ميرزا نزد ميرزا بابر رفت ، مير عليشير نيز در خدمت ميرزا بابر مىبود . و بعد از آنكه ميرزا بابر فوت شد و ميرزا به مرو رفت ، مير عليشير در مشهد اوقات به مطالعه مىگذرانيد . و ميرزا به هرات رفته نزد ميرزا سلطان ابو سعيد رعايت نيافت ، بنابراين به سمرقند رفت و مدتى در مدارس اوقاتش مصروف كسب علوم شد . در اين وقت به هرات آمد و در روز عيد قصيده‌اى كه گفته بود ، به عرض رسانيده نوازش بسيار يافت . و امير سيد مراد در اين سال وزارت يافت . و ميرزا كچك كه خواهرزادهء ميرزا سلطان حسين بود ، نيز در اين سال به ملازمت آمده صاحب اختيار ملك و مال شد . و امير حسن شيخ تيمور كه در پاى قلعهء هرات بىوفايى كرده به قلعه درآمده بود ، و به حكم سلطان ابو سعيد به حكومت يكى از ولايات آذربايجان معين شده بود ، و بعد از شكست نمدپوش متوجه خراسان شده بود ، در اين وقت رسيد و گناهش به عفو مقرون شده حكومت سيستان و قندهار و كابل و گرمسير بر او مقرّر شد . و در اين سال به چهاردهم محرم سنهء هشتصد و هفتاد و چهار « 1 » فيروزه بيگم ، والدهء ميرزا سلطان حسين فوت شد . و ميرزا يادگار محمد بن ميرزا سلطان محمد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ كه ميرزا جهانشاه به وقت تسخير هرات او را با خود برده بود و به غايت معزز و مكرم مىداشت و بعد از ميرزا جهانشاه ، امير حسن بيگ او را تربيت كرده بود ، در اين وقت با امرا و سپاه خراسان كه در آذربايجان به او همراه شده بودند به استرآباد آمد و حاكم آنجا طاقت نياورده فرار نمود و استرآباد به تصرف ميرزا يادگار محمد درآمد . و ميرزا يادگار محمد جمعى از امراى تراكمه كه به دلخواه او زندگانى نمىكردند ، به قتل آورد و مستقل شد . و ميرزا سلطان حسين پيش از آنكه او قوى شود ، به طرف استرآباد روان شد و به واسطهء آنكه در خزانه نقدى نبود و لشكر به علوفه محتاج بودند ، مبلغى بر رعاياى خراسان به ناحق اطلاق كردند . و رعايا به اين واسطه آزار بسيار كشيدند . و امير ابو اسحاق ترخان به حكومت بلخ مقرر شد . و امير زين العابدين ارلات به درگاه آمد . و امير ولى بيگ به رسم منقلاى عازم مازندران شد ، و در سلمقان « 2 » چند روز توقف نمود . و ميرزا كچك نيز به موجب حكم به سلمقان رفت و به اتفاق متوجه ميرزا يادگار محمد شدند . و به موجب حكم ، جنگ را تا آمدن موكب همايون موقوف داشته در موضعى مناسب توقف كردند . و ميرزا يادگار محمد نزديك
هامش
( 1 ) . م : سنهء اربع و سبعين و ثمانمائه . ( 2 ) . از توابع سرخس .