تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5343

مساهمون:

ص٥٣٤٣

ذكر وقايع سنهء هشتصد و هفتاد و سه هجرى [ موافق سال هشتصد و شصت و سوم از رحلت خير البشر ] « 1 »

ميرزا سلطان ابو سعيد پادشاه ايران ، امير احمد برلاس را به فارس ( و امير محمود را به كرمان و امير سيد محمد را به صوب قزوين و سلطانيه و امير حسينعلى قوچين را به همدان در گزين ) « 2 » و امير فرمان شيخ را به يزد و امير حاجى يساول را به ابرقوه و اسكندر ركابدار را به قم تعيين فرمود ، و مجموع آن ممالك را فرستادگان به تصرف درآوردند . و ايلچيان امير حسن بيگ در اين وقت و پيش از اين مكرر آمده عرض اخلاص و شرح اختصاص نمودند و به عرض رسانيدند كه « اين سلسله از خاك برداشتهء صاحبقران است ، و هرگز آبا و اجداد اين بنده نافرمانى و بىادبى به خاندان آن حضرت نكرده‌اند . و اولاد قرايوسف دشمن قديم‌اند . به مقتضاى تورهء بزرگ كه دفع ايشان واجب است ، در اين وقت كه فرصت است ايشان را بالكليه دفع بايد كرد . » و سلطان [ ابو ] سعيد در كالپوش ايلچيان را طوى داده جهت امير حسن بيگ ( خلعت لايق ارسال نمود و پيغام فرمود كه امير حسن بيك ) « 3 » از آن طرف متوجه اولاد قرايوسف شود ، كه لشكر از اين طرف متوجه است . و ايلچى ميرزا حسين ، ولد ميرزا جهانشاه نيز با تحف و هداياى بسيار به ملازمت آمده داشت كه « اكثر مملكت ايران در تصرف بنده است و بنده آنچه در تصرف دارد ، ملك همين پادشاه است و بر همان عهد و پيمان كه پدرم كرده بود ، ثابت و
هامش
( 1 ) . ق : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 2 ) . ش : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 3 ) . ق : مطلب بين ( ) را ندارد .