در هندوستان ديگر امرى كه لايق سياق ( تاريخ ) « 1 » باشد ، واقع « 2 » نشد .
و قيصر روم در اين سال خبر يافت كه قرال ، حاكم انكروس به پاى بانجه حصار آمده آن قلعه را از تصرف مسلمانان بيرون آورد . و سلطان متوجه آن طرف شد و آن قلعه را محاصره نمود . ( و قرال در استحكام آن قلعه سعى بسيار كرده بود ) « 3 » . سلطان از تسخير آن عاجز شد .
ناچار به صوفيه مراجعت نموده از اطراف و جوانب ولايت خود لشكرها جمع كرد و محمود پاشا را سردار كرد و به محاصرهء آن قلعه فرستاد . و كفار فرنگ را وهمى در خاطر افتاده قلعه را گذاشته گريختند . و بار ديگر آن قلعه به تصرف مسلمانان درآمد .
هامش
( 1 ) . ش : ندارد .
( 2 ) . ش : سانح .
( 3 ) . از اضافات « ق » است .