تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5312

مساهمون:

ص٥٣١٢
فرستاد . و ايشان اطراف و جوانب آن قلعه را تاخت و تاراج نموده ، چون قلعه به غايت محكم بود ، معاودت نمودند . و سلطان قطب الدين ، حاكم گجرات در اين سال بىحضور شده فوت شد . و چون پسرى نداشت ، داوود خان بن احمد بن محمد بن مظفر حاكم شد . مدت حيات سلطان قطب الدين بيست و هشت سال و چند ماه بود . و در بيست سالگى به سلطنت رسيد . و شمس خان بن فيروز خان ، حاكم ناگور كه بعد از دختر دادن به سلطان قطب الدين نزد او به غايت مقرب شده بود ، به زهر دادن به سلطان متهم شد و به دست امراى قطب الدين به قتل آمد . و داوود خان در دو روز اول سلطنت بدمعاشى بنياد كرد ، و فراش را كه همسايهء او بود ، خطاب عماد الملكى داد . و امرا از او ملول شده فتح خان پورسلطان قطب الدين را در غرهء شعبان به سلطنت برداشتند . و بعد از هفت روز داوود خان از سلطنت معزول شده فتح خان پادشاه شد و به سلطان محمود ملقب گشت . و در آن وقت از عمر سلطان محمود سيزده سال و دو ماه و سه روز گذشته بود . و بعد از جلوس ، چند ماه امرا بر سلطنت او اتفاق داشتند . تا آنكه عضد الملك و برهان الملك و صفى الملك و حسام الملك به واسطهء استيلاى عماد الملك وزير اراده كردند كه حسن خان بن محمد خان بن احمد خان را پادشاه كنند . نخست نزد سلطان محمود آمده عرضه داشت كردند كه عماد الملك ارادهء مخالفت دارد . و سلطان محمود ندانسته ، حكم به گرفتن او كرد . و بعد از چند روز مطلع شد كه عماد الملك را گناهى نيست . بنابرآن ، كس نزد امرا فرستاده عماد الملك را به بهانهء آنكه مىخواهم به قتل آرم طلب نمود و از حبس آزاد كرد . و مخالفان بعد از خلاصى عماد الملك سوار شده متوجه خانهء سلطان شدند . و عماد الملك فيلان سلطان را آراسته به جنگ بيرون آمد . « 1 » و در حملهء اول ، مخالفان سلطان شكست يافتند و به نوعى متفرق شدند كه ديگر پيدا نشدند « 2 » . و سلطان محمود مظفر و منصور از خانه بيرون آمد و جمعى را كه به او اتفاق نموده بودند ، نوازش بسيار كرد و عماد الملك به اختيار ترك امارت كرده در گوشه‌اى بنشست و سلطان محمود مستقل شد . و بهلول لودى در دهلى حاكم بود .
هامش
( 1 ) . ش : به جنگ ايستاد . ( 2 ) . م ، ش : كه ديگر يكى ازين پيدا نشد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5312 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى