ذكر وقايع سنهء هشتصد و شصت و سه هجرى [ موافق سال هشتصد و پنجاه و سوم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
در ابتداى اين سال تمامت ايران به تصرف ميرزا جهانشاه تركمان بود . و سيد عاشور خبر صلح از جانب ميرزا سلطان ابو سعيد آورده بود . بنابرآن ، ميرزا جهانشاه از النگ كهدستان مراجعت نموده به دامن كوه مختار به عزيمت قشلاق آمد و خبردار شد كه ميرزا سلطان ابو سعيد از كنار آب مرغاب عزيمت هرات رود « 3 » نموده است . و ميرزا پير بداق ، ولد رشيد ميرزا جهانشاه با جمعى از مردم آزموده به رسم منقلاى به هرات رود ، روان شده فتنهء لشكر جغتاى رسيد و بعد از جنگ شكسته و پريشان حال نزد پدرآمد .
و به ميرزا جهانشاه از جانب تبريز خبر رسيد كه حسينعلى پسرش كه مدتى محبوس بود ، خلاص شده ، در آن ولايت به فتنهانگيزى مشغول است . بنابراين ، ميرزا جهانشاه ، سيد عاشور را ديگر باره نزد سلطان ابو سعيد به طلب صلح فرستاد . و بعد از گفتگوى بسيار مقرر شد كه تمام ولايت خراسان به ميرزا سلطان ابو سعيد متعلق باشد و از آن طرف سمنان داخل قلمرو ميرزا جهانشاه باشد . و سپاه تركمان به ولايت خود مراجعت نمود و ميرزا سلطان ابو سعيد به دولت و اقبال به دار السلطنهء هرات آمد و در آن زمستان در هرات قشلاق نمود . و چون در آن مملكت قحط بود و از طرف تركمان خاطرجمع شده بود ، لشكريان سمرقند را رخصت معاودت داد . و دو سه هزار سوار در ركاب سعادت انتساب بودند .
و ميرزا علا الدوله كه از ميرزا جهانشاه جدا شده بود با ميرزا ابراهيم و ميرزا سنجر اتفاق
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و هفتاد و سيم .
( 2 ) . م ، ش : بياض .
( 3 ) . ش : هرى رود .