كه حسين بيگ نزديك است و عجزچى شده ميرزا را به آن لشكر كه غافل بودند ، رسانيدند . و به يك بار لشكر جغتاى تيغ در تركمانان نهاده بسيارى از ايشان را به قتل آوردند و حسين بيگ را دستگير كردند و به ميدان استرآباد درآورده از حلق آويختند . و ميرزا بالاستقلال حاكم استرآباد شد . و جمعى كه از ميرزا علا الدوله و پسر جدا شده بودند ، نزد ميرزا سلطان حسين رفته ، بعضى تأديب و بعضى رعايت يافتند .
و ميرزا سلطان ابو سعيد در اين سال جمعى را به اتفاق خواجه شمس الدين محمد وزير به تسخير حصار نرهتو نامزد كرد . و آن جماعت نهايت سعى در باب تسخير حصار نمودند ، و جمعى كه در قلعه بودند از حصاردارى به تنگ آمده بر سر هرمغول « 1 » كه رفتند ، او را به قتل آورده سرش را بيرون حصار فرستادند . و قلعه مسخّر شد .
و ميرزا سلطان ابراهيم در نواحى دامغان به وقت گريختن از پدر جدا شده به مشهد مقدس آمد و جمعى كثير نزد او آمدند و بار ديگر اسباب سلطنتش مهيا شد . اما اجل امان نداد . در همان ايام بىحضور شده به اجل طبيعى درگذشت . و مجموع لشكريانش متفرق شدند بجز اندك مردم كه نعش او را به هرات آوردند .
و ميرزا سلطان ابو سعيد به يكبارگى در خراسان مستقل شد و جمعى را به تسخير قلعهء عماد نامزد فرمود . و محمد ديوانه كه از قبل بابا حسن داروغهء استرآباد - كه در مصاف ميرزا سلطان حسين به قتل آمد - در آن قلعه حاكم بود . و بعد از آنكه لشكريان ميرزا سلطان ابو سعيد به پاى قلعه آمدند ، به ضرورت از قلعه بيرون آمده اطاعت كرد . به حكم ميرزا قلعه ويران شد و ميرزا سلطان ابو سعيد به ديدن حصار نرهتو رفته معاودت كرد .
و خبر فوت ميرزا شاه محمود ، پسر ميرزا ابو القاسم [ بابر ] كه پيش از شكست به سيستان رفته بود ، رسيد ؛ چه ، به اتفاق امير خليل به ولايت كابل رفته بودند . و امير بابا ، حاكم كابل به جنگ بيرون آمده ايشان را شكست داد . و امير خليل جان بيرون برده ، ميرزا شاه محمود به زخم تيرى هلاك شد . و ميرزا شاهرخ پسر ميرزا سلطان ابو سعيد در اين سال متولد شد .
و سلطان محمد بن مراد ، قيصر روم در اين سال به طرف سمندريّه لشكر كشيد [ 599 الف ] و قرال بوسنه « 2 » آن مملكت را به اختيار به قيصر گذاشت .
و در مصر ملك اشرف اينال حاكم بود .
و در اين سال سلطان محمود خلجى ، حاكم مالوه ، پسران خود را به ولايت كوتيلمير « 3 »
هامش
( 1 ) . ق ، ش : هرك مغول .
( 2 ) . م : غزالى نوشته ؛ ش : عزال نوشته ؛ ق : غزال بوسه ؛ تصحيح براساس احسن التواريخ .
( 3 ) . م : كنبل مير .