و در بلخ و ماوراء النهر فتنهها حادث شد . ناچار هرات را گذاشته معاودت نمود . و امراى خود را به ايلغار به دفع فتنهء مير احمد فرستاد و شر او مدفوع شد . و برادرش ، ميرزا محمد جوكى جان از آن معركه بيرون برد . و ميرزا سلطان ابو سعيد آگاه شده به غايت خوشحال شد .
و امير نظام الدين احمد ترخان را به ضبط هرات فرستاد . و مولانا احمد يساول بعد از رفتن ميرزا سلطان ابو سعيد ، از حصار اختيار الدين بيرون آمده هرات را ضبط كرده بود . چون امير نظام الدين احمد به هرات آمد شهر او را به او سپرده به حصار اختيار الدين رفت .
و سلطان محمد ، قيصر روم در اين سال در ادرنه قشلاق كرد .
و در مصر ، ملك اشرف اينال تا سنهء هشتصد و شصت و پنج پادشاه بود .
و در اين سال وقايع هندوستان اين است كه سلطان قطب الدين ، حاكم گجرات با لشكر بسيار متوجه ولايت چيتور « 1 » شد . و سلطان محمود خلجى نيز از طرف ديگر متوجه آن ولايت گشت . و رانا اول متوجه سلطان محمود شد . و در اين اثنا ، سلطان قطب الدين نيز رسيد و از آنو و سروهى گذشته و ولايت كوتلمير « 2 » را تاراج كرده متوجه چيتور شد . و رانا از چيتور به جنگ گجراتيان روان شده جنگ كرد و شكست يافت و به قلعه گريخت . و چهار من طلا و دو فيل و پنجاه اسب و اقمشهء بسيار به سلطان قطب الدين فرستاده او را از خود تسلى كرد . و لشكر گجرات معاودت كردند . و سلطان محمود خلجى به مشهد سوار آمده از آنجا به پاى قلعهء مندلگر رفت ، و آن قلعه را كه در غايت استحكام بود محاصره نموده به سعى بسيار بگرفت . و هندوان به ارك پناه برده امان طلبيدند ، و ده لك تنكه مال امان داده جان خود را خلاص كردند .
و در غرّهء ذيحجهء سنهء مذكور ، قلعهء مندلگر به تصرف سلطان محمود درآمد . و مسلمانان بالاى قلعه ، مساجد و معابد عمارت كرده بتخانهها را ويران كردند .
و در دار السّلطنهء دهلى ، بهلول لودى پادشاه بود . شرح احوال او مفصل در كتب تواريخ كه به وقت تحرير اين كتاب در نظر بود ، معلوم نشد ، بجز اينكه به جمع لشكر مشغول بود و از جانب پادشاه جونپور ، سلطان محمود ، دغدغهء بسيار داشت .
و در عراق و فارس و آذربايجان و ديار بكر - كه معظم بلاد ايران است - ميرزا جهانشاه بن امير قرايوسف تركمان پادشاه بود .
هامش
( 1 ) . ش : ولايت رانا .
( 2 ) . م : كوبنل دمر .