تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5300

مساهمون:

ص٥٣٠٠
معركه بيرون آمد و در نواحى خردزدان « 1 » باز لشكرهاى پريشان ميرزا ابراهيم جمع شده عازم هرات شدند . و ميرزا شاه محمود طاقت نياورده به طرف مشهد رفت . و امير شير حاجى به نره‌تو « 2 » گريخت . و ميرزا ابراهيم سه‌شنبه هفتم ماه رجب به شهر درآمده و خواجه شمس الدين بخارى و خواجه محمد سعد الدين را وزارت داد . و مولانا احمد يساول را به كوتوالى حصار اختيار الدين مقرر گردانيد . و مولانا احمد يساول چون كارآزموده شده بود و اسباب حصاردارى به خاطرخواه خود مهيا كرده به قلعه درآمد و ميرزا شاه محمود به مشهد « 3 » رفته امراى پدرش از اطراف مملكت خراسان نزد او جمع شدند و متوجه هرات گشتند . و ميرزا ابراهيم نيز متوجه آن طرف شد . و ميرزا ابراهيم نخست مغلوب شده ، آخر به سعى امير نظام الدين احمد ترخان غالب شد ، و ميرزا شاه محمود ديگر باره به جانب مشهد گريخت ، و جمعى كثير از لشكر او گرفتار شدند و كشته گرديدند . و از ماوراء النهر ميرزا سلطان ابو سعيد ، پادشاه آنجا چون اخبار پريشان « 4 » احوالى خراسان شنيد ، متوجه آن صوب گشت . و قبل از معاودت ميرزا ابراهيم به هرات رسيده به شهر درآمد و مولانا يساول در حصار اختيار الدين محكم شد . و ميرزا سلطان ابو سعيد هرچند او را به صلح تكليف كرد ، وى قبول نكرد ، و اصلا به وعده‌هاى ميرزا ملتفت نشد . و گوهرشاد آغا بيگم را ميرزا سلطان ابو سعيد ملازمت كرده شرايط احترام به جاى آورد ، و به محاصرهء حصار اختيار الدين فرمان داده ، هرچند سعى كردند سودى نكرد ؛ چه ، مولانا احمد يساول به نوعى كه دلخواه او بود ، حصار را محكم كرده بود . و امير شير حاجى از حصار نره‌تو به ملازمت سلطان ابو سعيد آمد . و فتنه‌انگيزان خاطر نشان ميرزا كردند كه گوهرشاد آغا قاصدان نزد ميرزا سلطان ابراهيم مىفرستد و در مقام غدر است . بنابرآن ، سخن مهد عليا گوهرشاد آغا كه منبع خيرات و مبرّات بود ، به قتل آمد . و حصار نره‌تو را بساقى مجهول كه گوسفندى داشت و به در قلعه آمده و به كمندى كه با خود پنهان داشت ، جمعى را كه به او اتفاق داشتند بالا كشيده مسخر ساخت . و گماشتهء امير شير حاجى را چند زخم زده از قلعه بيرون كرد . و مير احمد ، ولد ميرزا عبد اللطيف در طرف بلخ رفته فتنه برانگيخت . و ميرزا سلطان ابو سعيد [ 597 الف ] از اطراف احوال مملكت را پريشان يافت ، فتح حصار اختيار الدين ميسر نشد . و حصار نره‌تو از دست رفت .
هامش
( 1 ) . ق : حرردان ؛ م : حرردات ؛ ش : هرردات . تصحيح از جغرافياى حافظ ابرو . ( 2 ) . م : پيره‌تو . ( 3 ) . ش : + مقدّس . ( 4 ) . ق ، ش : پريشانى .