تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5244

مساهمون:

ص٥٢٤٤
سلطان مصر ايشان را نيك ديده ، اظهار محبت و اخلاص بسيار نمود . و چون چقماق زياده از حد با ايلچيان در خدمت به عزت سلوك مىكرد و در آن ولايت اين معنى تا آن وقت رسم نبود ، امراى مصر در پيچ و تاب شدند و روزى كه ايلچيان در خدمت سلطان بودند و لحظه‌اى ديرتر بيرون آمدند ، اراجيف در ميان مردم افتاد كه حكم گرفتن ايلچيان شد . غوغا و ازدحام عوام به وثاق ايلچيان رسيده اموال ايشان سواى جامه‌هاى كعبه به تاراج رفت . و سلطان مصر از اين قضيه آگاه شده اضطراب بسيار نمود و ايلچيان را عذرخواهى كرده سوگندان « 1 » ياد كرد كه « از اين معنى خبر ندارم . » و به عوض آنچه به تاراج رفته بود ، زر بسيار به ايشان داد و جمعى از عوام را تأديب نموده ايلچيان را رخصت حجاز داد . و ايشان جامه را به كعبه رسانيده معاودت نمودند . و ميرزا محمد جوكى كه در بلخ بود ، چون خبر بيمارى پدر بزرگوار شنيد به ايلغار به هرات آمد و در هرات به گوش او رسيد كه امير فيروز شاه به وقت شدت مرض پادشاه با ميرزا علا الدوله به سعى گوهرشاد آغا بيعت كرده است . و اين معنى موجب زيادتى آزار خاطر ميرزا محمد جوكى شد و به وقت صحت پادشاه ميرزا محمد جوكى ، سيد عماد الدين را به مجلس همايون درآورد و دفترها كه مشتمل بر تقلب و تصرف امراى وكلاى امرا بود ، معروض داشت . و سخن به وكلاى امير فيروز شاه رسيد . و ميرزا محمد جوكى به نفس شريف با امير فيروزشاه در مقام معارضه شد و در كلّى و جزوى مضايقه فرمود . و آن حضرت بنابر مصلحت از امير فيروز شاه جواب سخنانى كه در باب وكلاى او مىگفتند پرسيد . امير فيروز شاه را در خاطر هرگز نگذشته بود كه امثال اين سخنان از او توان پرسيد . بنابرآن ، در اثناى گفت و شنيد برخاسته دست بر دامن زد و از آن مجلس بيرون رفت و چند روز به ديوان حاضر نشد . و آن حضرت مولانا يعقوب بن پروانچى « 2 » را نزد او فرستاد و پيغام كرد كه « از اين جانب امرى كه موجب ملال خاطر باشد واقع نشده . در خاطر نبود كه از وكلاى ايشان به علت آنچه تصرف نموده‌اند بازخواستى شود . اگر توره چنين است كه پادشاه را در ميان سخن گذاشته بيرون روند ، مبارك است ، و الّا از غضب پادشاه و سياق سلطان حذر كردن اولى است . » چون پيغام به امير فيروز شاه رسيد ، بر قباحت نافهمى خود مطلع شد و از غايت ملال و اندوه بىحضور شد و بعد از چند روز به همان مرض درگذشت . و آن حضرت ايام بىحضورى چند نوبت به عيادت او تشريف برد . و بعد از فوت او راه و رسم امارت ديوان
هامش
( 1 ) . ق : سودان . ( 2 ) . ق : وانچى .