« 36 » قلعه اسپه روزرا گفتهاند كه ديو سفيد افسانهاى ساخته و در 867 بدست ملك اسكندر تعمير شد . بين آنجا و چلندر جنگل انبوهى پديد آمده موسوم به ورناباد . من نتوانستهام محل صحيح قلعه اسپهروز را پيدا كنم از قلعهء كجور راهى به قلعهء اسپه روز از چناربن و چاهسر ميگذشته . اين چناربن بين راه طالقان به اسپهروز شايد همان اسپيد جوى باشد ، كه بنابر اظهار ابن اسفنديار از راه دريا از چالوس تا آنجا در صورت مساعد بودن باد يك ساعت راه بوده است .
« 37 » مكنزى امامرود ، مرزان كيله و قريهء كوچك نورى كك و سردابرودسر و محلهء گورمجان و ده بزرگ آورنگ را كه در يك ميلى دريا است نام مىبرد سردابرجه به نظر همان سردابرود است كه ظهير الدين ذكر نموده است .
« 38 » الكبيره كوير است كه ظهير الدين نوشته و ميگويد اسكندر برادر ملك حسام الدوله اردشير بن نماور پس از مرگ پدر خود ( 640 هجرى ) ، بر ناتل و نواحى مجاور آن حكومت داشته و خود او شاهد بوده است كه اسم اسكندر بن نماور را بر منبر مسجد كلوير كه در آن زمان كوير خوانده ميشد كنده بودند .
« 39 » كجه ، كچه ، كجور ، كجويه يا كچو قصبهاى بود در رويان و قول باربيه - دومىنارد
Barbier de Meynard
كه گفته است آنجا كلار هم ناميده مىشود ، خالى از اعتبار نيست . ابن اسفنديار اظهار ميدارد كه مصقلة بن هبيره كه مدت دو سال ضد فرخان بزرگ بجنگ پرداخت در راه بين كجور و كندسان مقتول و در دهكدهء چهارسو مدفون شد و قبرش در آنجا در عهد مؤلف مزبور زيارتگاه مردم عوام بود . چون گمان ميكردهاند آنجا مقبرهء يكى از اصحاب پيغمبر بوده .
« 40 » قصبهء كلار تا آمل سه روزه راه فاصله داشته و تا رى دو روزه راه بوده و رى در جوار سرزمين كفار مانند ديلم واقع بوده و كلار اقامتگاه استندار شهريار بن پادوسبان گاوباره بود . در سال ( 780 هجرى ) قلعه كلار وضع خرابى داشته و ابن