تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
« 45 » سركيله و نهر ديگر را هم مكنزى ذكر نموده كه بين كولى رود و كونوسارود واقع بود . « 46 » مكنزى نهر تنشون را نام برده كه كف پر سنگ داشت بين سولده و رستم رود . « 47 » اين نهر كه حد بين نواحى نور و آمل است قدرى دور تر در جلگه ، عليشاه رود خوانده مىشود . « 48 » ابن اسفنديار حكايت مىكند وقتى كه منوچهر بواسطهء حملهء افراسياب ناگزير به فرار شد از راه لاريجان بجنگل تميشه و بعد رستمدار گريخت . ظهير الدين حدس زده است كه جنگل تميشه در ناحيهء اهلم بود . « 49 » آمله دختر آشتاد بود . پدر و برادرش يزدان از ديلم آمده و نزديك آمل اقامت گزيده بودند . يكى در آنجا قريهء اشتاد و ديگرى ده يزدان آباد را بنا نهاد . در يزدان آباد اسپهبد خورشيد قصرى بلند در كنار دريا براى زن اول و محبوب خود رمجه هرويه ساخت بجاى دهكدهء اشتاد . رجوع كنيد به ظهير الدين كه اشتاد رستاق را ذكر نموده . همچنين رجوع شود به تاريخ ابن اسفنديار ص 20 - 21 و 115 . « 50 » اين همان دروازهء درجور است . « 51 » عمر بن العلاء وقتى كه براى مرتبهء دوم از جانب خليفه به ناحيهء دابو در طبرستان فرستاده شد در آنجا قريه‌اى برپا ساخت در نزديكى ونه‌بن و آن را عمر كلاته ناميد و قصر و بازارى در آنجا بنا كرد و قصر ديگرى هم ساخت موسوم به عمر آباد كه بين آمل و چالوس بود . « 52 » قصران شايد هم در حوزهء رودخانهء جاجرود بوده است . على بن كامه نايب اسپهبد شهريار بن شروين بن رستم قلعه‌اى در قصران در كنار جاجرود ساخت .
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 235 | ياسنت لويى رابينو / غلامعلى وحيد مازندرانى