« 45 » سركيله و نهر ديگر را هم مكنزى ذكر نموده كه بين كولى رود و كونوسارود واقع بود .
« 46 » مكنزى نهر تنشون را نام برده كه كف پر سنگ داشت بين سولده و رستم رود .
« 47 » اين نهر كه حد بين نواحى نور و آمل است قدرى دور تر در جلگه ، عليشاه رود خوانده مىشود .
« 48 » ابن اسفنديار حكايت مىكند وقتى كه منوچهر بواسطهء حملهء افراسياب ناگزير به فرار شد از راه لاريجان بجنگل تميشه و بعد رستمدار گريخت . ظهير الدين حدس زده است كه جنگل تميشه در ناحيهء اهلم بود .
« 49 » آمله دختر آشتاد بود . پدر و برادرش يزدان از ديلم آمده و نزديك آمل اقامت گزيده بودند . يكى در آنجا قريهء اشتاد و ديگرى ده يزدان آباد را بنا نهاد .
در يزدان آباد اسپهبد خورشيد قصرى بلند در كنار دريا براى زن اول و محبوب خود رمجه هرويه ساخت بجاى دهكدهء اشتاد . رجوع كنيد به ظهير الدين كه اشتاد رستاق را ذكر نموده . همچنين رجوع شود به تاريخ ابن اسفنديار ص 20 - 21 و 115 .
« 50 » اين همان دروازهء درجور است .
« 51 » عمر بن العلاء وقتى كه براى مرتبهء دوم از جانب خليفه به ناحيهء دابو در طبرستان فرستاده شد در آنجا قريهاى برپا ساخت در نزديكى ونهبن و آن را عمر كلاته ناميد و قصر و بازارى در آنجا بنا كرد و قصر ديگرى هم ساخت موسوم به عمر آباد كه بين آمل و چالوس بود .
« 52 » قصران شايد هم در حوزهء رودخانهء جاجرود بوده است . على بن كامه نايب اسپهبد شهريار بن شروين بن رستم قلعهاى در قصران در كنار جاجرود ساخت .
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص٢٣٥