استندار جلال الدوله اسكندر 731 - 761 بسيارى از سكنهء قزوين و همچنين عدهء كثيرى از ايلات ترك مانند تبكى ، قپچان ، خرلاش ، بهرامان ، قرابوقا ، قولى تيمور ، سرتيزى ، ساروتى ترخانى ( اعقاب حكام ترخان ) و ميران را به رى و شهريار كوچ داد . در سال 809 هجرى ميرزا عمر 2000 خانوادهء مغول را از رى به مازندران آورد ولى مثل اينست كه تمام اين ايلات جزء سكنهء اصلى محلى شدهاند .
« 22 » براى شرح اين زبان رجوع شود به كتاب خود زكو
A . Chodzko
بنام نمونهء اشعار ولايتى ايران
Specimens of the Popula , Pesian . . .
چاپ لندن 1842 و كتاب دارن
Beitrage zur Kenntnissdes
و ميرزا محمد شفيع اشعار امير پازوارى چاپ سن پطرز بورگ 1860 و 1866 و كتاب ملگوتف « مقالهاى در باب لهجههاى محلى مازندران و گيلان از روى تلفظ محلى
Essai Sur les Dialectes de . . .
چاپ 1868 و كتاب دومرگان « تحقيقاتى دربارهء لهجههاى محلى ايران و آسياى مركزى »
Etudes linguistique . . .
. مطالعاتى دربارهء زبان كه در مأموريت علمى او در ايران درج شده در 4 جلد . يادداشتهاى گرامرى و لغت لهجههاى مازندرانى ، گيلكى ، طالشى و كردى ، افغان استرابادى و كليمى كردستان و غيره » .
« 23 » يكى از ايلات مسيحى ( طبرستانى بقول ظهير الدين ) موسوم به بنو ناجيه را ابن اسفنديار گفته است كه در زمان على بن ابيطالب به مسيحيت رجعت كرده بودند مورد حمله قرار گرفتند و از بين رفتند . زنان و فرزندانشان به بردگى فروخته شدند در كتاب آسمانى
( Assemani )
كشيش ايتاليائى صفحهء 425 ديده مىشود كه توماس حوارى و بعد نيزاگوس
( Aegus )
كتاب مقدس را به مردم گرگان تعليم دادند و تا سال 820 ميلادى هم سعى مينمودند آنهايى را كه تغيير دين داده بودند به عيسويت برگردانند . سونجال عيسوى اسقف گيلان و ديلم تعيين شد و دو تن ديگر به رى و طبرستان مأمور گشتند . كارداگوس نام كشيش گيلان و