تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
پيغمبرند و معصوم بشمار ميروند هيچوقت از دست يموت دچار صدمه‌اى نميشوند و بدون اسلحه بين قبيله‌ها رفت‌وآمد دارند . افراد طايفهء گوكلان با كردهاى بجنورد حاجىلر كبود جامه و ساير سكنهء حدود شهر استراباد ميانهء خوبى ندارند . تجاوز و حمله به منظور قصاص و انتقام فراوان اتفاق ميافتد . بار ماليات آنها سنگين نيست و عايدات را سركرده‌اى كه معمولا يكى از حكام بلوكات استراباد است مىبرد . عدهء گوكلان‌ها دو هزار خانوار است . بنابر روايت تركمن‌ها گوكلان‌ها در موقع حملهء مغول قاى ناميده مىشدند كه مشتق از نام قاى خان پسر گون خان پسر اغز خان پسر قرا خان اولين خان مشرق است . در زمان پادشاهى سلاطين سيمجور آنها بسرزمين كنونى كوچانده شدند . بعد از ويران كردن مشهد مصريان و متفرق ساختن سكنهء آن ، بعضى از يموت‌هاى ايگدر و بهلكه در نزديكى خرابه‌هاى آنجا رحل اقامت افكنده ناچار بودند كه از آب باتلاق بياشامند . زيرا كه مسير نهر اترك را در نزديكى چات بوسيلهء سد بسيار محكم تغيير داده بودند . در ساختن اين سد قير و سرب زياد به كار بردند . تركمن‌ها در ضمن جد و جهد بيهوده‌اى كه براى خراب كردن سد مىنمودند مردى را ديدند كه بر اسب لنگى به رنگى كه در ايران كبود ( خاكسترى ) معروف است سواره مىگذشت . اين شخص ناشناس به آنها گفت كه آتش فروزانى در پشت سد روشن كنند تا سرب و قير آن آب شده بعد با نيزه‌هاى خود سنگ‌ها را تكان دهند تا آبها راهى پيدا كنند . سپس از براى درهم شكستن سد اشكالى نخواهد ماند . تركمن‌ها اين مرد را همواره به مفهوم « شخصى كه بر اسب سوار بود » كه مخفف آن مىشود گوكلان گلى مىخوانند . 31 دسامبر 18 ميل - براى رفتن به گردنه جهان‌نما و رادكان از استراباد حركت كرديم از دامنهء تپه‌ها راه خود را ادامه داده تا به سعد آباد رسيديم ، كه يك ده ظاهرا