آباد بود با 200 خانوار جمعيت . بعد از نهر سعد آباد و چراگاههاى كنارسرا از تپهاى كه گندل تپه نام داشت و در سمت راست ما بود بگذشتيم و داخل جنگلى عالى شديم .
پس از عبور از بستر عميق و پر سنگ نهر آبلو و قدرى بعد نيز از آب چاروا و نهر شصتكلا عبور كرديم . سربالايى گردنهء مزبور خيلى تند و پيچوخمدار بود بعد ما بيك تختهسنگ موسوم به صندوقه يا گچيان رسيديم كه خطرناكترين قسمت راه بود . چون برف مىباريد ناچار شب را در ييلاق جهاننما بسر برديم كه بر محل بسيار بلندى ، در رأس گردنه واقع و داراى 45 كلبهء چوبى است و اهالى سعد آباد تابستان را در آنجا ميروند .
اول ژانويه 1910 چهارده ميل - با كندى و احتياط بسيار از ميان دره پربرف جهاننما مسافرت خود را ادامه داديم . پس از دو ساعت از روى زمينهاى يخبسته و بسيار ليز به سمت جلگه سرازير شديم ، كه منتهى به نهر مقسى شد كه كمى از رباط مقسى دور تر است . ميگفتند آن محل در هشت ميلى جهاننما و 32 ميلى شهر استراباد است . رباط يا ايستگاه غارهاى بزرگى داشت كه بر شنزارهاى كمر كوه كنده بودند و 30 رأس اسب را ميتوان در آن غارها جا داد . چاروادارهايى كه بين چهارده « 112 » و استراباد رفتوآمد دارند در آنجا توقف مىكنند . هنوز ديرى نگذشته بود كه به چمن ساور رسيديم . آن چراگاه ممتازى به پهناى نيم فرسخ است كه سكنهء استراباد ايام تابستان در آنجا در كلبههاى كوچك سنگى يا در چادرها بسر مىبرند .
پس از يكساعت و نيم حركت سواره از مقسى به كاروانسراى رادكان وارد شديم .
در رادكان يك برج استوانهاى آجرى است كه ميل رادكان خوانده مىشود و تقريبا 40 يا رد ارتفاع دارد با منارهاى مخروطى كه محيط خارجى آن 31 يا رد و محيط داخلى يازده يا رد و نيم و اندازه قطر درونى آن 6 يا رد و ربع است . اين برج بر كمر كوه واقع و از مسافت خيلى دور نمايان است . كتيبهاى در محيط قسمت فوقانى و
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١٥٩