( چادر بدوشان ) بنابر فصول سال ، محل چادرشان را تغيير ميدهند تا براى گله و اسب و شتر خود چراگاه پيدا كنند . چاروها چون در محل ثابتى توقف نمىكنند و غالبا دور از يكديگر زيست مىكنند . بيشتر روش استقلال دارند باج كمى مىپردازند يا آنكه اصلا چيزى نميدهند . چادر يموتها در مجاورت گرگان است . در زمستان به حدود جنگلها در فاصلهء 8 ميلى رودخانه ميروند . چارواها معمولا در طرف شمال در حدود اترك بسر مىبرند و غالبا به خاك روسيه ميروند ولى باز به گرگان و نواحى اترك بر ميگردند تا محصولاتشان را درو و در زيرزمينها انبار كنند .
غير از جو و گندم كه در زمين تركمنها فراوان كاشته مىشود ، پشم و كمى هم ترياك محصول آن حدود است ، فرش يموت را بيشتر چاروها يا باديهنشينها مىبافند .
گليم يا فرش ديگرى بنام پلاس را زنان جعفرباى و آتاباى و داز مىبافند . در كسب و تجارت درستى و صحت عمل تركمنها در سراسر سواحل دريا بقدرى معروف است ، كه آنها مىتوانند اجناس زياد بطور نسيه مثلا در مشهدسر و بندر گز از تجار بخرند ، بدون آنكه محتاج به تسليم هيچگونه سندى باشند . تركمنها هميشه سر موعد تعهدات خود را انجام ميدهند .
عدهء يموتها تقريبا هفت هزار خانوار است ، كه يك سوم صحرانشيناند و بقيه اقامتگاه ثابت دارند . جعفرباىها ملاح و ماهيگير و تجار قبيلهاند و وضع و كارشان از همه بهتر است . بعد از آنها اتاباى ، داز و دوجى و ايلقى قرار دارند . پستتر از همه چارواهاى بيابانى و سركش و فقير و تيرههاى قانيخمز و ايگدر ميباشند ، كه فقط معاش روزانه را در چادرهاى خود موجود دارند تيرهء داز به افسانههايى اعتقاد و افتخار دارند كه بموجب آن ايشان از بازماندگان خاندانى پادشاهى هستند . همسايگان آنها نيز ايشان را ارجمندترين تيرهء قبيله يموت ميشمارند .
تركمنها حكايت مىكنند كه مؤسس قبيلهء يموت دو زن داشت يكى زن
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١٥٤