پدرش برميگردد تا تمام چيزهايى را كه يك زن تركمن بايد بداند از قبيل : پارچه بافى ، دوختن و پختن غذا ياد بگيرد . پس از چند سال باز بخانهء شوهرش ميرود .
هرگاه شوهر وفات كند به چادر پدر خود مراجعت مىنمايد . و اگر در اين وضع و حال خواستگار تازهاى پيدا شود ، ديگر ارزش او سيصد تومان نيست بلكه 600 تومان خواهد بود كه بايد به پدر پرداخته شود . زنى كه دو بار شوهرش را از دست داده باشد شايد حتى تا هزار و پانصد تومان عايد پدر خود سازد . ولى بدا به حال مردى كه زنش فوت كند و نتواند دوباره خرج عروسى بدهد . چون در نزد تركمنها رسم بر اينست كه مرد عزب بايد دوشيزهء خانه مانده را بگيرد و مرد بيوه ، زن بيوه را .
چنين مردى را سلاخ نامند . او فقط ميتواند تفنگ خود را برداشته و بر اسبش ( اگر داشته باشد ) سوار شده بدستههاى غارتگران ملحق گردد تا درآمد غارتگرى او را به زناشوئى جديد قادر سازد .
سرزمين يموت محدود است از سمت شمال به اترك ، از مغرب بدرياى خزر از جنوب بدهات اتك استراباد ، يعنى بلوكات سدن رستاق ، استراباد رستاق ، كتول ، فندرسك و سنگر ، همه جا كنار جنگل علامت مرزى است و دشت پهناور ماوراء آن زير تسلط تركمنها است و از طرف مشرق به هرهر و ياس تپه ( الياس تپه ؟ ) و يك باريكه خاك بيطرفى كه بين اقامتگاههاى يموت و گوكلان واقع است .
اراضى حوالى گرگان بسيار حاصلخيز است اما زمينهاى جنوبى اترك بواسطهء شورهزار بودن آن با وجود كود زياد باز براى زراعت چندان مساعد نيست . در همهء اين نقاط آثار تمدن سابق و بعلاوه علامت آبيارى و زراعت ديده مىشود . اين ناحيه هرگاه از روى مهارت مورد استفاده قرار گيرد ، شايد از ثروتخيزترين نقاط ايران بشود .
يموتها به چمور و چاروا تقسيم ميشوند . چمور يا كشاورزان قبيله مقر ثابتى دارند و چادرهاى خود را بندرت و تا حدود معين انتقال ميدهند . چاروا يا باديهنشينها
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١٥٣