باعث عقبنشينى فورى تركمنها شدند . موقعى كه شاه سابق ( محمد على شاه ) خلع شد مردم كتول منزل حاكم خود ( على محمد خان مفاخر الملك ) را كه سردستهء يكى از تيرههاى يموت بود و ثروت سرشارى فراهم ساخته بود غارت كردند و حاكم به دشت تركمن فرار كرد و سه نفرى كه از جانب انجمن محلى استراباد اعزام شده بودند كه او را تشويق در مراجعت به شهر نمايند از عهدهء انجام منظور برنيامدند ولى يكى از روزنامههاى ايران در آن موقع نوشته بود كه ملاقات اين رسولان بىنتيجه نماند زيرا مفاخر الملك در همان شب وفات يافت .
مير سعد اللّه خان مير فندرسكى سالار مقتدر بدون شك بانفوذترين حاكم آن ناحيه و سركردهء ايالت استراباد بود . همين كه شنيد لشكر مليون بطهران وارد شده به آتاباى فرار كرد و چندين ماه در آنجا ماند تا نسبت به جان خود امان بگيرد .
ولى از شومى بخت خويش تصميم به مراجعت به شهر گرفت و باتهام طرفدارى از شاه سابق بدستور كابينهء جديد به مركز اعزام گرديد و در منزل اول مسافرت وفات كرد . در محافل رسمى مرگ او را ناشى از بىترياكى شمردند . در صورتى كه بعدها شايع شد كه در نزديكى گردنههاى قزلق او را خفه كردند در كاروانسراى رباط سفيد جسدش را به خاك سپردند .
در تأليف كوچكى بقلم نصير الكتاب در باب دشت گرگان متن نامهء ذيل را خطاب از جانب احتشام الوزاره يك مأمور سابق دولت ايران در گنبد قابوس به حكومت مركزى ديدهام : « شايد كسى حرف مرا باور نكند و اين اظهاراتم ممكن است دربارهء آنچه من در آينده خواهم گفت توليد ترديد نمايد ، ولى باز وظيفهام اينست كه بدولت ايران اطلاع بدهم كه يموت و گوكلان اتباع وفادار اعليحضرت همايونى شاه هستند و هميشهء حاضرند كه در راه او خدمت نمايند . و اگر آنها شهرت بدى پيدا كردهاند علتش آنست كه هيچوقت نمايندهاى در دربار براى بر طرف
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١٥١