گرگان در حقيقت نام نيمهء شرقى شهر بود . در ساحل غربى رودخانه بكر آباد كه از محلات كنار شهر بود ، قرار داشت . دو قسمت شهر بنابر تعريف ابن حوقل كه خود به آنجا رفته بود ، باندازهء شهر رى وسعت داشت . در باغهاى اطراف شهر ميوه فراوان بود و ابريشم زياد در آنجا بدست ميآمد . محلهء عمدهء گرگان واقع در ساحل چپ رودخانه را مقدسى ، شهرستان خوانده است ، كه مساجد عالى داشته و در بازارهاى آن انار ، زيتون ، خربوزه ، بادنجان ، پرتقال ، ليمو و انگور كه از باغات مجاور ميآوردند به قيمت ارزان فروخته ميشده است . بين محلات شهر نهرهايى بود ، كه با پلهاى طاقدار و با الوارهايى كه بر قايقها قرار ميدادند از روى آنها رفتوآمد ميكردند .
ميدانى در جلو اداره حكومتى بود . اين قسمت شهر نه دروازه داشت عيب عمدهء گرگان گرماى شديد آن بود . مگس و حشرات ديگر فراوان داشته مخصوصا ساسهاى آنجا كه بقدرى درشت بود كه بكنايه آنها را « گرگان » يعنى گرگها ميخواندهاند .
بكر آباد نيز چنانكه مقدسى نوشته است شهرى پرجمعيت و داراى مساجد و عماراتى بود كه قسمت مهمى از اراضى ساحل غربى رودخانه را اشغال نموده و مساحت آن در كنار رودخانه توسعه بسيار يافته بود . قزوينى در قرن هفتم مينويسد كه گرگان در ميان شيعهها بواسطهء امامزادهء موسوم به « گور سرخ » كه ميگفتند متعلق بيكى از افراد اولاد على بود شهرتى داشت . حمد اللّه مستوفى مينويسد نام اين شخص محمد بن امام جعفر صادق بود ( كه در سنهء 203 هجرى قمرى وفات يافته ) و باز او ميگويد كه نوادهء ملك شاه سلجوقى شهر را تعمير كرد و محيط باروهاى آن به هفت هزار گام ميرسيد . شاه اردشير مازندرانى بامر سلطان تكش ديوارهاى شهر را تعمير كرد ولى باز به زودى آن را خراب كرد .
در قرن هشتم هجرى قمرى كه مقارن زمان تاريخنويسى حمد اللّه مستوفى بود ،
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١٤١