تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
قابوس از تپه‌اى ( قراواى تپه ) كه در كنار ديوار قزل آلان واقع بوده گذشتيم در آن جا آجر ديوارها بنظرم نوتر از تمام آجرهايى بود كه تا آن وقت ديده بودم . در فاصلهء دورى در سمت راست ما تپهء بىبى شروان كه در چهار ميلى شمال غربى گنبد قابوس واقع و بنام يكى از زنان انو شيروان است ديده ميشد . پس از آنكه بوسيلهء پل چوبى از گرگان رود عبور كرديم به گنبد قابوس رسيديم كه در 50 ميلى شمال شرقى شهر استراباد واقع و تا رودخانه يك ميل فاصله دارد و در 2 ميلى شمال شرقى خرابه‌هاى شهر قديمى گرگان است . بناى گنبد قابوس برج آجرى ده ضلعى است واقع بر تپه‌اى بارتفاع 60 پا . پائين برج مدور است و طاقى مخروطى دارد شكل آن مانند مناره‌ايست . هيچ اثرى از پله در داخل يا خارج آن نيست . در آن در طرف مشرق واقع است و پنجره كوچكى در سقف دارد . در وسط كف آن يك سوراخ مستطيل بوده كه فعلا پر از خاك است . در آنجا بدون شك كالبد قابوس بن وشمگير پادشاه جرجان قرار داشته . سنگ قبر مفقود شده و كتيبه‌اى در دور بنا بر بالاى در هست . مضمون آن اينست : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اينست كاخ بلند امير شمس المعالى امير فرزند قابوس بن وشمگير كه امر فرموده اين بنا در زمان حياتش ساخته شود 398 قمرى 375 شمسى » . ميگويند برج را نادر شاه دو نيمه كرد . وى پس از خستگى و تشنگى ناشى از يك روز تمام راه پيمايى به مجرد ديدن برج تصميم گرفت در زير آن بياسايد . اما بقدرى از طول مسافتى كه براى رسيدن به آن محل ناچار پيمود خشمناك شد كه امر داد آن را خراب كنند تا ديگر كسى مانند او دچار فريب نشود . بنابر قول ديگر ، يكى از سران گكلان به خيال اينكه گنجى در زير بام آن پنهان كرده‌اند ، امر داد گرداگرد برج را خالى كنند تا بنا فرو ريزد و گويا فقط با شنيدن عذر اينكه آن