قسمت عمدهء شهر در حال ويرانى بود . پس از صدماتى كه از حملهء مغول ديده بود ، ديگر تعمير و اصلاح نشد . اما او از ميوههاى عالى كه در آنجا بدست ميآمده و راجع بانواع و اقسام آن بسيار شرحى بيان كرده و گفته است كه در آنجا درختان فراواناند و درختانى كه فقط دو سه ساله بودند دو بار در هر فصل ميوه ميدادند . جمعيت آن تماما شيعه بودند هرچند عدهء آنها زياد نبود . در سال 795 هجرى امير تيمور كه سراسر مازندران و نواحى اطراف آن را مورد تاختوتاز قرار داده و خراب كرده بود ، در گرگان توقف نمود . در اينجا در كنار رودخانه براى خود عمارت بزرگ شاسمان را ساخت كه حافظ ابر و بخصوص اسم آن را ذكر كرده است « 106 » . « 1 »
مسجدى در گرگان يافتم كه بنام گرزين خوانده مىشد . بعلاوه يكى از محلات شهر در نزديكى حصار نو بود موسوم به جماجو ( جماجان نوشته مىشود ) و محلهء ديگرى نزديك باب الطاق بود بنام شوش و اسمى هم از دروازهء معروف به باب - اليهود در ميان بوده است . داعى الكبير در بيرون شهر گرگان در قريهء موسوم به روشناخره دفن شده است و تن بىسر سيد محمد بن زيد كه در سال 287 هجرى 900 مسيحى در دو ميلى گرگان شكست يافته و بقتل رسيده بود ، در محلى كه به گور داعى معروف گرديده به خاك سپرده شده است .
در ساحل درياى خزر ، آبسكون بندرگاه گرگان و استراباد بود و تا استراباد يك روز و تا گرگان سه روز راه فاصله داشت . ( منينى مينويسد آبسگون در 16 ميلى استراباد و 56 ميلى گرگان بود . ) ولى گويا محل آن را در قرن هفتم هجرى ( قرن سيزدهم مسيحى ) چندى پس از نهب لشكر مغول آب فرا گرفت . اصطخرى و ابن حوقل در قرن چهارم خاطرنشان كردهاند كه آبسگون بازار مهمى براى تجارت ابريشم و خطى دفاعى در برابر تركها و غزها بود و نيز بندر عمدهء بازرگانى
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به ( سرزمينهاى خلفاى مشرق ) ص 377 - 378 .