بود . اين تپه در چهار ميلى شهر استراباد . سپس از شاهمرز عبور كرديم كه خندقى بود و اكنون تقريبا پر شده است . ميگفتند از پايين قراسو تا راميان امتداد دارد و حد بين خانههاى تركمنها و دهات اتك استراباد است و گويا بامر امير نظام نخستين صدر اعظم ناصر الدين شاه آن را كنده باشند . هم او بود كه فرمان داد در فواصلى معين از استراباد تا دريا در جنگل قلعههايى برپا سازند و در هر برج پنجاه نفر نگهبان گذاشت . قلعهء خواجه نفس همانست كه ايستويك « 1 » گفته است كه مانع عمدهاى در مقابل غارتگران تركمن بود . پس از مرگ امير كبير ( 1851 مسيحى ) تمام اينها رو به خرابى نهاد .
از اينجا ما بدشتى وارد شديم كه آثار برجستهء آن فقط تپههاى متعدد كوچك و بزرگ محل اقامتى است كه روزگارى جزء گرگان بود « 2 » . در شش ميل و نيم فاصله از شهر استراباد از پل آجرى رودخانهء فراسو كه چندين طاق داشت عبور كرديم . ايرانيان آن را
سپاه بالا مىنامند . اين رود از كوههاى جنوبى بلوك كتول سرچشمهء ميگيرد و در 30 ميلى مشرق استراباد ابتدا به سمت شمال غربى و بعد به طرف مغرب تا 40 يا 50 ميل جريان يافته در 6 يا 7 ميلى جنوبى خواجه نفس به دريا ميريزد . « 2 »
محل
قلعهء سابق مبارك آباد مركب از تپههاى كوتاهى است . در انتهاى سمت شمالى آن در كنار گرگان رود ويرانههاى حصار آق قلعه واقع است كه ما از ميان آن عبور نموده به پل گرگان كه چهار طاق داشت رسيديم . بنابر اظهار اهل محل آق قلعه در زمان قابوس به اسپى دژ معروف بوده كه تركمنها آن را آق قلعه ترجمه كردهاند . برج آن در زمان ناصر الدين شاه ساخته شده بود تا دشت تركمن را از
هامش
( 1 ) -Eastwick( 2 ) - در نقشهء دومرگان نام بسيارى از اين تپهها ثبت شده است . رجوع شود به ( نقشههاى سواحل جنوبى درياى خزر ذومرگان . مأموريت علمى در ايران - پاريس 1895 ) .( Carte des rives Meridionales de La Mer Caspienne , Missio Scientifique en Perse )