دهات زنگى محله و محله اوجابن گذشتيم در نزديكى شهر استراباد چون بسوى راست نگريستيم تپهء بلندى بود كه ظاهرا آثار فروريخته و تل خاك شدهء دژى قديمى بود كه به قلعهء خندان و زمانى هم به خلعتپوشان معروف بود اين تپه در سمت جنوب غربى شهر واقع و دامنه و رأس آن پوشيده از درختان كوچك و مخصوصا درخت كيردوران بوده و بوسيلهء راه باريك پرپيچ و خم به آنجا ميرسند . اين ارتفاع 50 يا 60 پا بالاى نهر خطرناك خواجه خضر كه از پاى آن ميگذرد واقع است و از نهر كوچك خواجه خضر كه دامنه آن جارى است عبور كرديم . بين قلعهء خندان و شهر استراباد بناى كوچكى بنام قدمگاه حضرت خضر هست . شهر استرآباد در ابتداى دوران صفويه به « دار الملك » معروف بود . علت اينكه اين شهر را اكنون دار المؤمنين ميخوانند شايد از آنروست كه گروه بسيارى از سادات در آن اقامت دارند .
ابن اسفنديار مينويسد كه قاطرداران استر گرگين پسر ميلاد مؤسس گرگان بودند . آنها قاطرهاى خود را در سرزمينى كه اكنون استرآباد است رها ميكردند و شهر براى رفع احتياجات ايشان برپا شد و نام خود را از قاطر ( استر ) آنها گرفته وقتى كه گرگين شهر گرگان را خراب كرد سكنهء آن به استرآباد نقل مكان نمودند . بنابر عقيدهء ديگر در محلى كه استراك نام داشت بوسيله يزيد بن مهلب كه از سرداران عرب و فرمانده لشكر سليمان هفتمين خليفهء بنى اميه ساخته شد .
ابو الفداء مينويسد اسم شهر از نام شخصى معروف به استر گرفته شده . حال آنكه در كتاب جامع انبياء اصل آن به استره زن شاهزاده كيخسرو نسبت داده شده است . هيچگونه تاريخ مضبوطى در باب استرآباد و گرگان « 99 » بدست ما نرسيده و تاريخ عمومى ايران هم اشارت اجمالى دربارهء اين دو شهر دارد و بنابراين اطلاعات راجع به آن كم و ناقص است .
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص١١٧