تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4241

مساهمون:

ص٤٢٤١
خدمت قاآن مرتبهء تقرّب يافتند ، و از ايشان در آن ولايت نهايت سعى و اهتمام در تقويت ملّت اسلام مبذول مىشد . القصّه بعد از چندگاه باز اننده در مهمّات پيش تيمور قاآن آمد . قاآن اين نوبت بىنهايت در تعظيم اننده كوشيد و بسيار او را عزيز داشت و مرتبهء خاطر او ملاحظه گردانيده در اردوى قاآن اظهار مسلمانى و دعوت آن مىنمود و قاآن مطلقا منع او نمىنمود ، بلكه گاهى در مجلس مىگفت كه « اننده در مسلمانى پيرو غازان پسر ارغون است . » و گاهى مىفرمود كه « من انديشه دين مسلمانى كردم . بسيار دين نيكو است . هركه خواهد كه به آن دين درآيد ، هيچ‌كس مانع او نيست . » و چون از جمله وقايع اين سال جلوس غازان بن ارغون بن اباقا خان بن هلاگو خان بن تولوى خان بن چنگيز خان بود بر سرير سلطنت ايران‌زمين اگر ما شمّه‌اى از احوال آن پادشاه جم‌جاه كه قبل از آنكه به سلطنت نشيند او را نسبت به معاندان و مخالفان روى نموده و در همه جا آثار دولت و سلطنت از جانب او ظاهر مىشد در اين مقام ايراد نماييم هرآينه نزد اصحاب طبع سليم مستحسن خواهد بود . اكنون ببايد دانست كه غازان خان بزرگ ، كه پسر ارغون خان است . و ارغون در دوازده سالگى والدهء او را كه قولتاق نام داشته دختر كهتر بيتكچى از قوم دوربان بخواست . و اين قولتاق به غايت صاحب جمال بود و ارغون خان با وى محبّتى تمام ، چنانچه از بس كه تعريف حسن و جمال او شده بود ، روزى كه او را از جهت عروسى به اردو مىآوردند ارغون خان از كمال شفقت و اشتياق كه به ديدن او داشت مىخواست كه به استقبال او رود ، امّا امرا آن معنى را لايق ندانسته او را مانع آمده نگذاشتند كه به استقبال رود . ارغون خان از كمال شعف [ 373 ب ] و شوخى كه داشت ، به روايتى كه حافظابرو آورده ، چون امرا از استقبال مانع بودند بالاى ستون خيمه برآمد و بر سر كوماچ خيمه نشسته نظاره مىكرد كه آمدن قولتاق خاتون ببيند . القصّه مراسم زفاف به تقديم رسيد و بعد از اندك مدّت قولتاق خاتون حامله شد ، و بعد از انقضاى مدّت حمل سحرگاه شب جمعه نهم شهر ربيع الأوّل سال ششصد و هفتادم هجرى كه ششصد و شصت از رحلت باشد ، در جزيرهء آبسكون در حدود مازندران ، كه قبر سلطان محمّد خوارزمشاه در آنجاست ، به طالع سعد برج عقرب كه سهم الغيب و سهم السّعاده در طالع غازان خان متولّد شد و ديدهء جهان به كمال او روشن شد . منجمانى كه حاضر بودند در وضع فلكى وقت ولادت او ملاحظه نموده بالاتّفاق حكم كردند كه اين مولود مبارك پادشاهى خواهد بود در غايت عظمت و نهايت شوكت و مهابت و عدالت او ماحى آثار انوشيروان تواند بود . القصّه او را به دايه‌اى نيكوخلق دوغچين « 1 » نام كه با قولتاق خاتون همراه آمده بود سپردند .
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ : مغالجين .