تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4135

مساهمون:

ص٤١٣٥

ذكر وقايع سال ششصد و هفتاد و يكم از رحلت خير البشر « 1 »

كه هشتاد و يكّم هجرى باشد . در اوايل اين سال تگودار بن هلاگو خان ، كه پسر هفتم هلاگو خان بود و بعد از آنكه به شرف اسلام مشرّف شد ، احمد خان لقب يافت ، به جاى اباقا خان بر سرير سلطنت ايران قرار گرفت . و مفصّل اين مجمل در تواريخ معتبره چنين آورده كه چون اباقا خان از اين حالت رحلت فرمود ، خواتين و شهزادگان و امرا در جعاتو به عزا مشغول بودند كه به يك بار تگودار [ 345 ب ] از جانب كردستان رسيد و متعاقب او شهزاده ارغون پسر اباقا خان به واسطهء آنكه قبل از فوت اباقا خان كس به طلب او رفته بود نيز با چند نفر به اردو پيوست ، و شهزادگان كه در اردو بودند شهزاده ارغون را به واسطهء عزاى پدرش كاسه گرفتند . و در اين وقت ميانهء امرا و خواتين و شهزادگان مخالفت به هم رسيد ؛ چه ، بعضى مىگفتند كه تگودار لايق سلطنت است ؛ و اين جماعت چون پيش از آمدن شهزاده ارغون قرار به سلطنت تگودار داده بودند ، بعد از آمدن او نيز بر سخن خود ايستاده ، و اسامى آن جماعت كه ميل به تگودار داشتند اين است : أجاى ، و قنقرتاى ، و هلاچو ، و طغاتيمور ، و جوشكاب ، و كينشو ، [ و بايدو ] . و از امرا : شيكتور نويان ، سونجاق آقا ، و عرب ، و آسيق ، و قرابوقا . و اولجاى خاتون با طايفه‌اى از امرا كه پيش او مىبودند برادر ديگر اباقا خان ، منگوتيمور را لايق سلطنت مىگفت . و طايفه‌اى ديگر از امرا مثل بوقا و برادرش اروق و آقبوقا و ديگر مقرّبان اباقا خان مىگفتند كه هيچ‌يك از اين دو كس ، يعنى تگودار و منگو تيمور به عقل و كياست و سياست مثل شهزاده ارغون
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .