تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 4023

مساهمون:

ص٤٠٢٣
امراى شول و تراكمه را با خود متفق گردانيده قرار به آن داد كه وقتى محمّد شاه به حرم درآيد او را گرفته به خدمت ايلخان برند . و بندگان محمّد شاه از كمال غرور و مستى [ اى ] كه داشت هرگز به خاطر او نمىرسيد كه كسى در مقام آن تواند [ بود ] كه به او دست دراز كند . اتّفاقا روز موعود تركان خاتون جمعى را در حوالى سراى محمّد شاه نگاه داشته منتظر آن بود كه محمّد شاه كه متوجّه حرم شود او را بگيرند . و محمّد شاه بىخبر از ديوانخانه به حرم مىرفت كه از كمينگاه جمعى برآمدند و بندگان ايشان را گرفته فى الحال به اشارهء تركان خاتون روانهء اردوى ايلخان شدند . و تركان خاتون عرضه‌اى به خدمت ايلخان فرستاد ، مضمون آنكه « چون محمّد شاه از عهدهء ملكدارى بيرون نتوانست آمد و مع هذا بر قتل بيگناهان - كه موجب خرابى مملكت مىباشد - اقدام مىنمود و بر خلاف سيرت ملوك و سلاطين [ 317 ب ] كه شفقت و مرحمت بر زير دستان عمل مىكرد ، او را گرفته به خدمت فرستادم . » و چون حقيقت اعمال قبيحهء محمّد شاه خاطرنشان ايلخان شده بود ، در اين وقت عذر تركان خاتون مقبول ، بلكه مستحسن افتاد . و تركان خاتون بعد از فرستادن محمّد شاه به جانب اردو جماعتى از امراى شول و تركمانان به قلعهء اصطخر فرستاده تا برادر محمّد شاه سلجوقشاه بن سلغر شاه بن سعد بن زنگى را از آن قلعه به شيراز آورده بر سرير سلطنت متمكّن ساختند . و نسب سلجوقشاه از جانب مادر به سلاطين سلجوقيه مىرسد . و چون سلجوقشاه بر سرير حكومت شيراز قرار گرفت ، اوّلا طايفه‌اى از امرا را كه مادهء فتنه و فساد بودند ، از ميان برداشت و از جهت دفع مظنّه تركان خاتون را در سلك ازدواج كشيد . و چون سلجوقشاه خاطر از رهگذر امراى فتنه‌انگيز فارغ گردانيد در مقام دفع تركان خاتون كه نهايت ميل به او داشت انديشه‌ها مىكرد . تا آنكه شبى در اثناى مستى خاطرش بر قتل تركان خاتون قرار گرفت . مقارن اين حال نظرش بر زنگى غلامى افتاد . فى الحال او را پيش طلبيده فرمود كه به حرم رفته سر تركان خاتون را از بدن جدا ساخته پيش او حاضر سازد . زنگى به موجب فرموده عمل نموده سر تركان خاتون را بريده در طشتى نهاد و نزد سلجوقشاه آورد . چون سر او را بديد ، بسيار خوشحال شد . اتّفاقا در گوش تركان خاتون دو لعلى كه خراج اقليمى را مىارزيدند بود . سلجوقشاه سنگدل به دست خود هردو گوش آن پرىنژاد را با گوشواره بريده پيش مطربى كه در مجلس او ساز مىنواخت انداخت . روز ديگر چون اين قضيّه اشتهار يافت اغل بيگ و قتلغ بيتكچى كه به فرمان هولاگو خان به رسم شحنگى در شيراز بودند و تركان خاتون بسيار رعايت حال ايشان مىنمود ، از شنيدن اين