ذكر وقايع سال ششصد و سى و نهم از رحلت خير البشر « 1 »
فوت علاء الدّين محمّد بن حسن بن محمّد كه داعى هفتم بود از دعات اسماعيليه نزاريّه . و كيفيّت وفات او در تواريخ معتبره چنين آوردهاند كه روزى علاء الدّين در موضع شير كوه ، پيش رمهء گوسفندان بود و شب در خانهاى از چوب ولى متّصل به اصطبل ، خواب رفته ، نيم شب ، او را كشته يافتند و تيرى بر گردن وى زده بودند كه كار او به آن تير تمام شده بود ، و هندوى و تركمانى نيز پهلوى او خفته بودند . آن هردو را نيز زخمى زده بودند .
و از تاريخ حافظابرو چنين ظاهر مىشود كه كشته شدن علاء الدّين مذكور از جمله وقايع سال ششصد و چهل و سيم از رحلت بود ؛ چه ، به اعتقاد او در سلخ شهر شوّال اين سال او را كشته يافتند . به هرتقدير اگر شمّهاى از احوال علاء الدّين و خطبههاى او در اينجا مذكور گردد موجب نفع شنوگان خواهد بود .
اكنون ببايد دانست كه جلال الدّين نومسلمان را همين يك پسر بود . و چون جلال الدّين به مرض اسهال وفات يافت ، در نيمهء ماه شعبان سال ششصد و هشتم از رحلت اين علاء الدّين كودكى بود تأديب نيافته . امّا چون مذهب و اعتقاد اسماعيليه آن است كه امام در حال كودكى و پيرى و جوانى و كهلى در معرفت يكسان مىباشند و هرچه او گويد در هرحال كه باشد حقّ و مطابق واقع همان تواند بود و بس ، و امتثال امام در هرچه او فرمايد واجب و لازم است ، او را به مقتضاى اعتقاد خود در آن كودكى بر مسند امامت خود نشانيده كمر اطاعت و انقياد او
هامش
( 1 ) . بر اساس ترتيب سالشمار و نيز بر پايهء موضوع مطرح شده در اين بخش ، سال ششصد و چهل و سوم از رحلت صحيح است .