از دست چپ : طغاچار « 1 » [ پسر اوتچى نويان ] ، ييسونگگة « 2 » پسر جوچى قسار ، چاقوله پسر آلچيتاى نويان ، « 3 » از امرا ، قورمشى پسر موقلى گويانگ ، آلچى نويان « 4 » از قنقرات ، با حسين گوركان از قنقرات ، داركى گوركان از قنقرات ، كهتى نويان از اروق بوجر « 5 » ، [ مونگكا ] قلجا ، چغان نويان از منگقوت « 6 » .
القصّه منگوقاآن با شصت تومان لشكر كه سى تومان از آن به دست راست تعلّق داشت [ 294 ب ] و ايشان را جاؤقوت ، يعنى لشكر ختاى و تنگقوت و جورچه و سولنگقا گويند ؛ چه ، مغولان آن حدود را به زبان ايشان جاؤوقوت مىخوانند . و سى تومان از دست چپ . و مقدّم ايشان در آن يورش شهزاده طغاچار « 7 » بود .
در وقت بيرون آمدن منگوقاآن به اين عزيمت ، بيلگوى تاى نويان « 8 » - كه يك صد و ده سال عمر كرده بود و در دولت چنگيز خان خدمات پسنديده از وى به ظهور رسيده ، در اين سال وفات يافت - معروض قاآن داشت كه « قوبيلاى قاآن يك نوبت يساق خود كشيده و كار خود ساخته ، و اين زمان چون درد پاى دارد اگر فرمان شود به خانهء خود رفته چند روز آسايش كند تا پاى او بهتر شود . » منگوقاآن اين سخن را بسيار پسنديد و قوبيلاى قاآن را رخصت فرمود كه به خانه رود و خود در لوييل موافق سال ششصد و چهل و سيّم از رحلت روانهء ننگياس شد و در تابستان آن به حدود ولايت تنگقوت و ننگياس رسيده در موضعى كه نام آن ليؤپانشان « 9 » است تمام تابستان را گذرانيد .
و آن موضعى است كه چنگيز خان در آنجا وفات يافت . و [ منگوى قاآن ] پاييزگاه به عزم گرفتن ييسون قهلقه « 10 » متوجّه آن صوب گشت و به اندك توجّه در آن نواحى بيست قلعه را مسخّر گردانيد و ولايتى كه مشهور به حان سدان « 11 » است تمام را در تصرّف خود درآورد و روى توجّه به جانب قلعهء بزرگ كه آن را دولى شانك « 12 » گويند آورده آن قلعه را محاصره نمود .
و چون قبل از اينكه منگوقاآن خود بر سر آن قلعه رود ، طغاچار نويان را بر سر آن قلعه با لشكر فراوان به راه رودخانهء بزرگ قاآن لنگ « 13 » روانه فرموده بود كه شهرهاى سانگ يانگ فو و فانگ چينگ را ايل كنند . و طغاچار به پاى آن قلعه رسيده يك هفته محاصره كرد ، و چون در آن يك هفته اثر فتح ظاهر نشد طغاچار از پاى آن قلعه كوچ كرده به خانههاى خود رفت . و
هامش
( 1 ) . متن : تعاحا .
( 2 ) . متن : بيسوبككه .
( 3 ) . متن : قوقه پسر اولجى نويان .
( 4 ) . متن : بالحى نويان .
( 5 ) . متن : بوكا .
( 6 ) . متن : تنگقوت .
( 7 ) . متن : بقاجار .
( 8 ) . متن : سلكوناى نويان .
( 9 ) . متن : ابوبانشان .
( 10 ) . متن : بيسول قهلقه .
( 11 ) . متن : خان سندان .
( 12 ) . متن : مولى سائك .
( 13 ) . متن : قاآن كمك .