تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3927

مساهمون:

ص٣٩٢٧

ذكر فرستادن منگوقاآن برادران خويش قوبيلاى قاآن و هلاگو خان را به جانب مشرق و مغرب با لشكرها و با لشكر نشستن به نفس خويش بر عزم فتح سالك ختاى كه هنوز ايل نشده بودند

در تواريخ معتبره چنين آورده‌اند كه چون يك سال از سلطنت منگوقاآن گذشت در اوايل سال دويم همّت ذى نهمت خود را بر فتح بلاد شرق و غرب عالم مصروف داشته جشنى عظيم فرمود . و بعد از فراغ از آن جشن برادر خود هلاگو خان را به جانب ايران‌زمين نامزد فرمود و برادر ميانهء خود قوبيلاى قاآن را به فتح بلاد شرقى تعيين نموده موقلى گويانگ را همراه قوبيلاى قاآن فرستاد . چون ايشان از قراقروم روانه شدند در راه غلّه كمياب بود . ايلچى به حضرت قاآن فرستاده معروض داشتند كه « در راه غلّه و علف نيست ، بنابراين ، رفتن اين سپاه ممكن نيست . اگر فرمان شود به ولايت قراچانك رويم . » اجازت نافذ گشت كه آن ولايت را تاخت و غارت كرده غلّه و آنچه ما يحتاج اليه سپاه است به هم رسانند . موقلى گويانگ به آن ولايت درآمده تاخت و تاراج كرد . و منگوقاآن خود در فكر مىبود كه به كدام جانب رود . در اثناى اين حال حاكم فرمود كه در موضع قورقناق جوبور « 1 » ، كه ميان ولايت مغولستان است جشنى ساخته ، و آن موضعى است كه در وقتى كه قوبيلاى قاآن را فتحى دست داده در آن موضع با نوكران خود در بن درختى چندان رقص كرده بود كه زمين در گود « 2 » افتاد . القصّه چون از آن جشن كه در آن موضع ساخته بود فارغ شد ، حكم فرمود كه هركس از شهزادگان و امرا سخنى بگويد . بنابراين ، دارگاى كورگان ، كه از امراى ايكيراس « 3 » كه داماد چنگيز خان بود ، گفت كه « ملك ننگياس « 4 » اين‌چنين به ما نزديك و با ما ياغىاند . چگونه آن مملكت را مهمل و معطّل گذاشته‌ايم ؟ » منگوقاآن سخن را پسنديده داشت و فرمود كه « پدران و آقايان ( برادران بزرگ ) ما هريكى كارى كردند و ولايتى گرفتند . من نيز اين ولايت مىگيريم . » پس در محرّم سال ششصد و چهل و دويم « 5 » رحلت خير البشر كه سال ششم بود از جلوس ، عزم رزم پادشاهى ختاى جزم كرده برادر كهين خود اريق بوكا را بر سر اردوها و لشكر مغول گذاشت و الوس را به وى سپرد ، و از فرزندان خويش اورنگتاش « 6 » را پيش او گذاشت و لشكرها كه با خود مىبرد به اين تفصيل فرمود : از شهزادگان و گوركانان و امراى بزرگ از دست راست : شهزادگان و عمّزادگان ، از اروق [ اوگتاى ] . قاآن : قدآن ، توقان . از اروق چغتاى : قوشيقاى « 7 » ، [ پسران ديگر ] . از پسران [ تولوى ] : موگه « 8 » ، آسوتاى . از عمّزادگان : جاؤتو [ و ] ساير . از پسران امرا : بالچيق از اروق ايلچى نويان .
هامش
( 1 ) . متن : قورقوتوق جيون . ( 2 ) . متن : جامع التواريخ : كو . ( 3 ) . متن : نكيراس . ( 4 ) . متن : ملك بيكتاش . ( 5 ) . جامع التواريخ : سنهء ثلاث و خمسين و ستمائه ( 653 هجرى ) . ( 6 ) . متن : اوساش . ( 7 ) . متن : فوسقاى . ( 8 ) . متن : معركه .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 3927 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى