هند مىزيستهاند بپارسى درآمدهاند . اما محل اصلى تجمع اين داستانهاى خرد و كلان بيشتر سرزمين هند بود تا ايرانزمين و به همين سبب است كه مىبينيم كتابخانههايى كه مجموعهء نسخ فارسى آنها بيشتر از آن سرزمين استغنا حاصل كرده است ، مثل كتابخانهء موزهء بريتانيا و كتابخانهء ديوان هند و تا حدى كتابخانهء ملى پاريس ، مجموعههاى قابل توجهى ازين داستانها را گرد آوردهاند و فهرست كتابخانههاى هند و پاكستان خود پر است از نام آنها .
بيشتر مترجمان و مؤلفان داستانها يا جمعكنندگان آنها هم ، خواه ايرانى و خواه هندى ، كار خود را در دستگاههاى مختلف دولتى و امارتى هند و بتشويق پادشاهان كل و جزء و صاحب مقامان و كارگزاران حكومتى انجام دادهاند و باسوادان ساكن ايران بسبب فقدان مشوّق و اشتغال بتأليفات دينى و يا شايد به علت آنكه غالب اين « اسمار و قصص » را خالى از فايده مىشمردهاند ، كمتر بدانها توجه داشتند .
مهمترين انگيزهء اين بىتوجهى تحريم قصهگويى و قصهها و طعن و لعن قصهگويان است در ايران آن روزگار . منشاء اين طعن و لعن و تحريم حديثى است كه به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده است . محقق كركى « 1 » عالم معروف و متنفذ شيعه ، معاصر شاه تهماسب صفوى ، كه پيش ازين بارها بنامش باز خوردهايد ، در كتابش بنام « مطاعن المجرميه » آورده است كه « 2 » : « سئل الصادق عن القصاص ايحل السماع لهم ؟ فقال لا ، و قال : من اصغى الى ناطق فقد عبده ، فان كان الناطق عن الله فقد عبد الله ، و ان كان الناطق عن ابليس فقد عبد ابليس » .
اين حديث را محمد بن اسحق حموى ابهرى معروف بفاضل ابهرى كه نامش را بعد ازين هم خواهيد ديد ، از استاد خود محقق كركى عاملى روايت كرده و ضمن نقل آن چنين اظهار نظر نموده است « 3 » : « و چون از اول
هامش
( 1 ) - يعنى نور الدين ابو الحسن على بن حسين بن عبد العالى كركى عاملى م 940 . دربارهء او بنگريد بروضات الجنات ج 4 قم 1391 ه . ق ص 360 ببعد .
( 2 ) - نقل از انيس المؤمنين محمد بن اسحق حموى ابهرى ، تهران 1363 ص 142 .
( 3 ) - ايضا همان كتاب ص 143 .