تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1498

مساهمون:

ص١٤٩٨
وجههء همت قرار داد . مثلها درين كتاب بنظم الفبايى نقل شده و شمارهء فصلها بشمارهء حرفهاى الفباست . حبله‌رودى مىگويد كه درين اثر خود « . . . بعد از سعى بسيار آنچه ممكن و مقدور بود از مثل و كنايه و اصطلاح كه از هرجا و هركس شنيد و پرسيد بقيد كتابت درآورد . . . بعد از جمع و تأليف اين امثال ترتيب آن را بحروف تهجى به بيست و هشت فصل قرار داد و اين كتاب را جامع التمثيل نام نهاد . . . » . وى مثلهاى رايج ميان مردم و در اثرهاى ادبى و مصراعها و بيتهايى را كه در عهد او حكم مثل ساير يافته بود ، به ترتيب حرف اول آن آورده است ، مثلا : « خدا كه مىدهد تو برو به پشت بخواب - خدا دير گيرست اما سختگيرست - خوش آن زمان كه برآيد بيك كرشمه دو كار - خانهء درويش را شمعى به از مهتاب نيست . . . » همه در فصل هفتم ( حرف خاء ) آمده است و بر همينگونه است ديگر مثلها . هنگام نقل مثلها اگر عبارت آنها ساده باشد بىآنكه توضيحى دربارهء واژه‌ها دهد از آن مىگذرد و اگر كلمهء دشوارى در آن باشد معنى آن را با شاهد بيان مىكند و گاه هم سبب و سابقهء متداول شدن يك مثل را شرح مىدهد مثل : « در خانه هرچه باشد و مهمان هركه باشد » كه آن را بيكى از پيشروان صوفيه نسبت مىدهد كه « سلمان عراقى بديدنش رفت و آن شيخ ماحضر پيش او نهاد و بخنده بر سبيل طيبت گفت در خانه هرچه باشد مهمان هركه باشد . . . » و باز در همين زمينه داستانهايى باعنوان « حكايت » نقل مىكند و ازين راه هم مقدارى حكايت در كتاب درج شده است . جامع التمثيل بسال 1278 ه . ق در تهران چاپ شد و از آن نسخه‌هاى كافى در دستست . اين نكته را هم دربارهء حبله‌رودى و اثرش بيفزاييم كه او پنج سال پيش از تأليف جامع التمثيل كتابى در همين زمينه فراهم آورده بود بنام جامع الامثال كه از آن كوتاه‌تر و بمنزلهء پيش‌آهنگ و سرآغازى براى تأليف آن بوده است . جامع الامثال بسال 1049 تدوين شد « 1 » .
هامش
( 1 ) - بنگريد بفهرست كتابخانهء ديوان هند ، ج 1 ، س 1202 .