او را مىنوشت و سمت وقايعنگارى دربار نيز به دو مفوض بود و در سال 1151 ه از نادر مرتبهء خانى يافت .
در اوايل سال 1158 كه عثمانيان در جنگ ايروان از نادر شاه شكست خوردند ، درخواست مصالحه نمودند و در اواخر سال 1159 نمايندهيى باصفهان فرستادند . نادر در جواب دو نماينده از جانب خود براى عقد معاهدهء صلح بدربار عثمانى فرستاد كه يكى از آن دو ميرزا مهديخان استرابادى و ديگرى مصطفى خان شاملو بود . اين هيأت بر سر راه خود از كشته شدن نادر ( جمادى الثانى 1160 ) آگاه شدند و بايران بازگشتند . ميرزا مهديخان از آن پس گوشهگيرى اختيار نمود تا درگذشت .
وى بزرگترين منشى عهد خود در ايران بود و سبك اصلى و غالبش در انشاء ادامهء روش مترسلان و مؤلفان متصنع قرن هفتم و هشتم هجرى خاصه وصاف الحضرة « 1 » است . مهمترين آثارى كه ازو بازمانده تاريخ جهانگشاى نادرى و درهء نادره و سنگلاخ و مبانى اللغه و منشآتست .
تاريخ جهانگشاى نادرى كه به زبان فرانسوى « 2 » و انگليسى « 3 » ترجمه شده چند بار در تبريز و تهران و بمبئى بطبع رسيد و آن را « تاريخ نادرى » نيز نامند .
ميرزا مهديخان در مقدمهء اين كتاب خود را « از چاكران حضور و بضبط وقايع مأمور » توصيف كرده است . در بعضى از نسخ اين كتاب خاتمهيى بنام محمد حسن خان رئيس ايل قاجار افزوده شده كه مورخ است بتاريخ 1171 ه « 4 » و اين قسمت در ترجمهء فرانسوى كتاب هم ديده مىشود ، و اگر الحاقى نباشد ميرزا محمد مهدى استرابادى سالها بعد از قتل نادر زنده و به علت قرب جوار در
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ج 3 ، ص 1259 - 1262 .
( 2 ) - ترجمهء سر ويليام جونز (Sir William Jones) ذيل عنوان :Histoire de Nader Chah , Paris 1770( 3 ) - ترجمهء سر ويليام جونز مذكور ، چاپ لندن 1773 .
( 4 ) - فهرست ريو ، ص 193 .