74 - بيدل
بيدل عظيمآبادى ، شاعر نوآور و تواناى اين عهد مجموعههايى از منشآت دارد بدين شرح : 1 - چهار عنصر در شرح مقتدايان بيدل در سلوك راه طريقت و ذكر احوال او . بسيارى از مطالب كه ميان اهل طريقت رايجست در مطاوى اين مطالب آمده و تمام كتاب با نثر مزين مصنوع نوشته شده است و نثرش بروشنترين وجهى سبك او را در غزلهايش نشان مىدهد ؛ 2 - رقعات بيدل كه مجموعا 289 مكتوب اخوانيست در همان سبك معهود نويسنده ؛ 3 - نكات بيدل كه از 75 نكته تشكيل مىشود در شرح مدارج و مقامات سلوك و رياضت و اشاره بحقايق عرفان و يا شرح بعض تعبيرات و مصطلحات عارفان . هر نكتهيى بنثرى شروع مىشود و با آن شعرهايى از مثنوى و غزل و رباعى مىآيد ، گاه هم يك نكته به شكل حكايت يا تمثيل ذكر مىشود . نكات بيدل با نثرى ساده و عبارتهايى منسجم و پخته نگارش يافته است و اين نثرها همگى در كليات بيدل كه در كابل طبع شده ملاحظه مىشود و از آنها و از بدايع الدهور او نسخههاى خطى بسيار در كتابخانها پراگنده است . از رقعات اوست در معذرت و شكوهء كاهلى :
« بيدلم بيدل مرا جز هيچ بودن ساز كو * از عدم مىجوشم انجامم چه و آغاز كو
قطرهگردانم طراوت از كجا سامان كنم * ور بگويم ذرهام چون ذرهام پرواز كو
به اين بضاعت اگر نفس موهوم مصروف دعاى آن جناب نباشد ، زهى حرمان ؛ و به اين استطاعت اگر تصور معدوم از ياد آن جمال امداد نينديشد ، خهى خسران . بجا نياوردن بعضى شرايط رسوم بىاختياريست ، كه بيدلان را از عالم نيستى به خود رسيدن ، اندكى درنگ دارد ، و از جهان معدومى ، به خيال اعتبارات چشم گشودن فرصتى مىشمارد . جوهر آيينهء اين احوال زبان عذرخواهيست ، عرق شرم اين اوضاع شبنم بساط عجز نگاهى .
ما را ز خيال تو جدايى چه خيالست * آيينهء ما ذرهء خورشيد مثالست
در آب و گهر فاصله جز نام نباشد * از عالم نزديكى و دورى چه سؤالست »