تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1769

مساهمون:

ص١٧٦٩
آن مندرج است ، و آن را اپنكهت مىنامند ، و ابناى زمان آن را جدا ساخته بر آن تفسيرها بشرح و بسط تمام نوشته‌اند ، و هميشه آن را بهترين عبادات دانسته مىخوانند . اين حق‌جوى را چون نظر بر اصل وحدت ذات بود ، نه به زبان عربى و سريانى و عبرانى و سنسكريت ، خواست كه اين اپنكهت‌ها را كه گنج توحيد بود و دانندگان آن در آن قوم هم كم مانده‌اند ، به زبان فارسى ، بىكم و زياد و بىغرض نفسانى ، بعبارت راست براست لفظبلفظ ترجمه نموده بفهمد كه اين جماعت كه آن را از اهل اسلام اينقدر پوشيده و پنهان مىدارند ، در آن‌چه سرّ است » « 1 » . اين كتاب دوبار در هند و بار ديگر بسال 1340 ش با تصحيح و مقدمهء مشروح مرحوم دكتر تاراچند و آقاى دكتر سيد محمد رضا جلالى نايينى در تهران و سپس همان چاپ در دو جلد با بعضى اضافات بسال 1368 ش باز در تهران بطبع رسيد . كتاب سر اكبر يا سر الاسرار را آنكتيل دوپرون به زبان لاتين و به زبان فرانسوى بسال 1801 - 1802 در استرازبورگ چاپ كرد ، يك بار هم بسال 1882 در آلمان ( در سدن ) بلاتين طبع شد . داراشكوه شعر فارسى نيز مىسرود و در شعر قادرى تخلص مىكرد . ديوانش باقى مانده و اشعارش متوسط و متضمن انديشه‌هاى عرفانى اوست . ازوست :
مسافر هرقدر باشد سبكبار * نيابد در سفر تصديع و آزار تو هم اندر جهان هستى مسافر * يقين ميدان اگر هستى تو هشيار به قدر مال باشد سرگرانى * به قدر پيچ باشد بار دستار خودى را نيز از سر دور گردان * كه هم بار است بار وهم و پندار تو تا باشى به دنيا باش آزاد * ترا چون قادرى كرده خبردار
هامش
( 1 ) - اوپانيشادها ، تهران 1368 ، مقدمه ، ص چهار - پنج .