ايران و توران نوشته شده و بعضى ديگر نامههاى نويسنده است ببعضى از رجال معاصر خويش . مهمترين قسمت اين مجموعه نامههاييست كه محمد صالح بهمعهدان معروفش مانند ملا منير لاهورى ، عنايت الله كنبوى لاهورى ، ميان عبد الله قادرى نگاشته است و نيز بخش ديگر آن منشآت مصنوعيست در موضوعهاى گوناگون كه آخرين آنها توصيفهاييست از شاهجهان آباد ، اگرا ، كشمير و ديگر شهرها و ناحيتهاى هند . و همچنين است مقدمهء محمد صالح بر سومين جلد پادشاهنامه و مقدمه بر بهار دانش و جز آنها .
جمعآورى و تنظيم اين كتاب يك بار در سال 1065 ( نسخهء ديوان هند بشمارهء فهرست 2090 ) و بار ديگر بسال 1074 ( نسخهء كتابخانهء موزهء بريتانيا بشمارهء 178 .
Or
) انجام شده است .
62 - داراشكوه « 1 »
محمد داراشكوه پسر شهاب الدين محمد خرم ( شاهجهان ) در سال 1024 ه از ارجمند بانو دختر يمين الدوله آصف خان بن غياث الدين محمد تهرانى ، ملقب به ممتاز محل ( م 1040 ه ) زاده شد . وى نزد استادان معروف عهد خود ادب فارسى و هندى آموخت و در خط شاگرد ملا عبد الرشيد ديلمى شاگرد و خواهرزادهء مير عماد بود . از جوانى بعرفان توجه يافت و بفرقهء قادريه گرويد و از عرفان و حكمت و آيين هندويى هم زير نفوذ يكى از معلمانش ( بابا لعل داس ) آشنايى عميق حاصل كرد و ترجمهء كتاب اوپانيشادها خود معرف اين حال است .
داراشكوه از ميان برادران مورد علاقهء خاص شاهجهان و وليعهد او بود و به همين سبب ، خاصه به علت تمايلش بصوفيه ، برادرانش با او از در مخالفت
هامش
( 1 ) - دربارهء او و اثرها و انديشههاى والايش از ميان نوشتههاى مؤلفان مختلف رجوع شود بمقدمههاى مشروحى كه دوست فاضلم آقاى دكتر سيد محمد رضا جلالى نايينى بر كتابهاى سفينة الاوليا و سكينة الاوليا و اوپانيشادها و مجمع البحرين با استقصاء تمام نوشتهاند .