تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1763

مساهمون:

ص١٧٦٣
ليلى و مجنون ، عباس‌نامه ، هفت پيكر . قصائد و غزل هم دارد ، و اسامى نثرش بدين موجبست : سراج المنير ، درّ مكنون ، خزان و بهار . . . » . همچنانكه نصرآبادى نوشت مير محمد شريف در خاتمهء كتاب خزان و بهار شرح حال خود و پدرش را آورده كه خلاصهء آن چنين است كه با پدرش شمساى شيرازى چندگاهى در كربلا اقامت گزيد ولى در سال 1006 كه مصادف با سه سالگى شريفا بود باصفهان رفت و سفرى هم همراه پدر بمشهد كرد و بعد از هفت ماه باصفهان بازگشت و بيست سال در آنجا ماند و در اين مدت سرگرم تحصيل و ادب‌آموزى بود و بعد برى ( تهران ) رفت و در آنجا به مدت پانزده سال سمت قضا [ ى قصبهء طرشت چنان كه نصرآبادى گفته است ] داشت . سراج المنير مجموعه‌ييست از حكايتهاى اخلاقى در بيان فضائل و محاسن اخلاق كه محمد شريف بسال 1030 تأليف كرده و بناى آن را بر بيست « لمعه » نهاده است بدين شرح : 1 ) در شرايط ادب 2 ) در حيا 3 ) در فوايد حلم 4 ) در مناقب عدل 5 ) در محامد احسان 6 ) در حلاوت صبر 7 ) در عذوبت عشق 8 ) در چاشنى محبت 9 ) در مكارم سخاوت 10 ) در محاسن شجاعت 11 ) در مراعات صحبت 12 ) در مرارت ادبار 13 ) در نتايج خاموشى 14 ) در عزت قناعت 15 ) در ذلت طمع 16 ) در ثمرهء فتوت 17 ) در حسن تدبير 18 ) در شآمت ظلم 19 ) در مذمت خدعه 20 ) در ملامت حسد . ازين كتاب نسخ بسيار در هند و ايران و كتابخانهاى اروپا موجودست . نسخهء كتابخانهء ملى پاريس بشمارهء 1945 .
Suppl
ملاحظه شد . انشاء كتاب مصنوع و متوسط و مطالب اخلاقى بر مبناى تعاليم اسلاميست . شريفا در خاتمهء كتاب با انشائى متكلف خواست تا دم از استقلال خود در ايراد معانى دقيق و استعارات و تشبيهات بديع زند ، اما همان عبارات نشان از بيانى نه‌چندان توانا مىدهد . اين كتاب بسال 1265 ه . ق در بمبئى چاپ سنگى شد . خزان و بهار كه آن هم بر همان بنياد اخلاقى سراج المنير نهاده شده ،
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1763 | ذبيح الله صفا