فوت شد . حضرت ميرزا ميرك « 1 » اين رباعى را ازو نقل مىكرد :
دانا بار خطاب برمىدارد * كمحوصلگى شراب برمىدارد
مى در دل دردمند دارد تأثير * هرجا زخمى است آب برمىدارد »
در روز روشن اين رباعى با تغييرات و تصرفاتى نقل شده است « 2 » .
صاحب روز روشن هم او را « جلالا طباطبا نصرآبادى » نوشته و گفته است كه از سادات قهپايه بود و در نثرپردازى و نظم طرازى صاحب سرمايه . ارباب استعداد نثرش را بر نظم ترجيح مىدهند و نظمش در كفهء ميزان نثرش نمىنهند . در عهد شاهجهان بهندوستان رسيده در دهلى توطن گزيد و سوانح شاهجهانى را بكمال فصاحت و بلاغت بحيطهء تحرير كشيده مطرح تفضلات شاهى گرديد . حكيم شفائى خان با وى بد بود و بدين شعر هجوش نمود :
جيم جهل و الف ابلهى و لام لجاج * هرسه در اسم تو جمعست جلالا چه علاج !
محمد صالح كنبوه هم كه ازو در عمل صالح ياد كرده بستايش مبالغهآميز نثر او پرداخته و گفته است كه « هيچكدام از سخن سنجان والامقدار را كه وجودشان پيرايهء اين روزگارست ، قدرت نيست كه در برابر عبارتى كه از كلك دو زبان آن دودمان سخن بيرون تراويده يك حرف تواند بقلم آورد » .
اگرچه اطلاعات ما دربارهء احوالش چندان زياد نيست ولى اين را مىدانيم كه وى در ايران كسب دانش كرد و سپس در سال 1044 ه روانهء هند شد ( عمل صالح ) و بدربار شاهجهان راه يافت و از مقبولان درگاه گشت و « به نگارش احوال خيرمآل مأذون گرديد » ( عمل صالح ) و البته اين « احوال خيرمآل » مربوط بهمهء روزگار پادشاهى شاهجهان نيست بلكه ظاهرا حدود پنج
هامش
( 1 ) - دربارهء ميرزا ميرك بنگريد به تذكرهء نصرآبادى ، ص 121 - 122 .
( 2 ) - چنين :دانا ناز و عتاب برمىدارد * كمحوصله كى شراب برمىدارد
مى در دل دردمند تأثير كند * هرجا زخمى است آب برمىدارد