تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1733

مساهمون:

ص١٧٣٣
گر ما روش بندگى از كف داديم * آخر بكجا رفت خداوندى تو

48 - محمد باقر افصح

محمد باقر بن عنايت الله بن صدر الدين محمد تبريزى مشهور به « افصح » كه وابسته بدرگاه سلطان مرادبخش پسر شاه جهان بود ، از تاريخ‌نويسان سدهء يازدهم است . از وى كتاب افصح الاخبار بازمانده كه خلاصه‌ييست از تاريخ عمومى با نثرى ساده از آغاز تا جلوس شاه جهان بسال 1037 ، و چنان كه از گفتار افصح در مقدمه معلوم مىشود كتاب خود را با استفاده از يك عده كتابهاى معروف و مشهور در تاريخ كه در احمدآباد گجرات بدست آورده بود ، همانجا در هفت باب تأليف كرد : باب اول در آفرينش و شرح احوال پيامبران . باب دوم پيامبر اسلام و خلفاى راشدين ، امامان شيعهء اثنى عشرى ، بنى اميه ، بنى عباس ، پادشاهان قديم ، حكيمان ، سلجوقيان . باب سوم چنگيز و جانشينانش تا ابو سعيد بهادر . باب چهارم تيموريان باستثناى بابر و شاخهء هندى آن سلسله . باب پنجم غزنويان و سلاطين دهلى و سلسله‌هاى محلى هند . باب ششم تاريخ بابر و همايون و اكبر و جهانگير . باب هفتم صفويان از شاه اسمعيل تا 1026 ه « 1 » .

49 - قبچاق خان

قبچاق خان خواجمقلى پسر قبچاق خان امامقلى بيگ يكى از تاريخ‌نويسان متعدد ايرانى عهد صفوى است كه در هند سرگرم كار بودند و كتاب او معروفست به تاريخ قبچاق خانى . وى سمت قوش بيگى خانات بخارا را بر عهده داشت و اين سمت بعد از مرتبهء امارت در خانات بخارا بالاترين مرتبه بود . مؤلف بنابر توضيحاتى كه خود داده بعد از حوادثى از قبيل اسارت در سال 1007 و سختيها و انتقال در همان حال اسارت ، بهندوستان رسيد و در سال 1025 در لاهور بسر مىبرد ، و چون از دوران جوانى بتاريخ علاقه داشت و كتابهايى درين فن خوانده بود در مدت
هامش
( 1 ) - بنگريد بفهرست ريو ، ص 121 - 122 نسخهء شمارهء 138 .Or.