وى كتاب خود را به دو « مجلد » منقسم ساخت : مجلد اول در « احوال انبيا و خلفا و سلاطين » و مجلد ثانى در « احوال حكما و علما و شعرا » . و نيز نوشته است كه در كتاب او « اكثر نقلها بعبارت مصنفانست و عبارت كمينه [ مقصود خود اوست ] بسيار كمست ، و بناى اين بر چند تاريخ معتبرست » و آنگاه پنج كتاب ( جامع التواريخ رشيدى - تاريخ حافظ ابرو - روضة الصفا - حبيب السير - تاريخ الفى ) را بعنوان مأخذهاى اصلى و بيست و شش كتاب را بعنوان باقى مأخذهاى خود ذكر كرده و گفته است « به غير از تواريخى كه مذكور شد چند تاريخ ديگر هست كه تعداد اسامى آنها موجب طول كلامست » و در آخرهاى همين مقدمه ادعا كرد كه « قريب به بيست سال از اوقات شريف خود را روز و شب صرف اين كتاب نموده » و بدين تقدير كار خود را از پانزده سالگى آغاز كرده بود .
45 - معتمد خان « 1 »
محمد شريف مخاطب به « معتمد خان » از مورخان نيمهء اول سدهء يازدهم هند است ، مير عبد الرزاق خوافى دربارهء او نوشته است كه « از مردم غير مشاهير ايران است ، چون بهندوستان وارد شد بدستيارى بخت بيدار بدولت روشناسى جنت مكانى [ - جهانگير پادشاه ] فائز گشت و در سال سيوم بخطاب معتمد خان سرافرازى يافت » و در عهد جهانگير و شاهجهان مقامات ادارى بلند مانند بخشيگرى و وقايعنگارى داشت و در تحرير و ويراستارى توزوك جهانگيرى دخيل بود . همچنانكه
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* موردهايى از اقبالنامهء جهانگيرى ، چاپ لكنهو ، 1870 ميلادى ، 3 جلد .
* مآثر الامراء ، مير عبد الرزاق خوافى ، ج 3 ، كلكته ، 1309 ه . ق ، ص 431 - 434 .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 1 ، ص 342 - 343 .
* تاريخنويسى فارسى در هند و پاكستان ، ص 260 - 266 .