تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1715

مساهمون:

ص١٧١٥
تذكرهء خود بنيكى بسيار ياد مىكند و بعيد نيست كه « نقى » با اجازهء ذكرى بدين انتخاب دست زده باشد . از اجزاء مختلف خلاصة الاشعار و زبدة الافكار نسخه‌هاى متعدد كامل و ناقص در كتابخانهاى ايران و خارج موجودست و اميدست كه روزى ، صاحب نظرى بقدم همت پيش آيد و اين اثر گرانبها را بيك جاى گرد آورد و بطبع آن بپردازد . 2 ) مجمع القصائد مشتمل بر قصيده‌هايى كه تقى الدين از متقدمان براى تذكرهء خود انتخاب كرده بود ، ظاهرا در پنج جلد . 3 ) تدوين ديوان محتشم كاشانى كه بنابر وصيت شاعر با افزودن مقدمه‌يى بدست مير تقى انجام شد . 4 ) مآثر الخضريه در شرح حال و ذكر بناها و اثرهايى كه آقا خضراى نهاوندى در زمان حكومت كاشان در آن سامان پديد آورد . مير تقى شعر مىگفت و ذكرى تخلص مىكرد . اين غزل استادانه را تقى اوحدى بليانى از او در تذكرهء عرفات آورده است :
كدام ماه بطلعت چو ماه من باشد * كه حسن شاهد من شمع انجمن باشد شهيد عشق ترا نيست بيمى از محشر * خوشا تنى كه به زخم تو در كفن باشد سهيل خرمن جامست برق خرمن غم * من آن سهيل نخواهم كه در يمن باشد خرد ميان ترا موى ديد و رفت بفكر * گمان مردم جاهل خلاف ظن باشد حديث محنت هجران من چو بنويسند * فراقنامهء مجنون و كوهكن باشد كسى كه فاش كند راز عشق نيست محب * گرش چو مار همه خاك در دهن باشد خوشست جان كه نثار قدوم دوست شود * كسى كجا برد آن جان كه در بدن باشد به من يقين شده بارى كه بعد مردن هم * زمين خانهء من قبلهء سخن باشد مكن برابر هر نظم شعر ذكرى را * كسى نگفته پرى مثل اهرمن باشد