دينيه و تكميل معارف يقينيه و اشغال خطير ديوانى و كسب كمال نفسانى گاهگاه بمطالعهء كتب اخبار خلف و حالات سلاطين سلف اوقات صرف مىنمود تا در آن علم شريف و فن لطيف فى الجمله مهارت و در ضبط آن حسب الامكان جسارت بهم رسانيد ، بخاطر فاتر رسيد كه در آن علم منيف كتابى تأليف نمايد كه پرتو شعور ماهران علوم تواريخ بر آن نتافته باشد و . . . چون مشاطگان عروس سخن و طوطيان شكرستان اخبار نو و كهن در هيچ عصر و زمان احوال ولات كردستان و چگونگى حالات ايشان را بيان نكرده بودند و درين معنى نسخهيى مرتب ننوشته ، بخاطر فاتر اين ذرهء بيمقدار ساقط از درجهء اعتبار خطور كرد كه نسخهيى در شرح حالات و مجموعهيى در اوضاع و اطوار ايشان به قدر الوسع و الامكان رقم زدهء كلك بيان نمايد و آنچه در تواريخ عجم ديده و از مردمان مسن صحيح القول شنيده و معاينه و مشاهده كرده و اطلاعى بر آن حاصل شده در قيد تحرير و صورت تقرير آورده موسوم بشرفنامه سازد تا احوال خانوادههاى عظيم الشأن كردستان در حجاب ستر و كتمان نماند . . . » « 1 » .
واپسين تاريخى كه در اين كتاب مىبينيم سال 1005 هجريست كه شرفخان در پايان شرح حال خود در آخر كتاب ذكر نموده است و بنابراين همان را بايد تاريخ ختم اين تأليف دانست . بناى كتاب بر يك « مقدمه » و چهار « صحيفه » و « خاتمه » است كه شرفخان بتفصيل آنها را در آغاز كتابش شرح داده و خلاصهء آن چنين است :
مقدمه در بيان انساب طوايف كرد و اينكه از كجا پيدا شدهاند .
صحيفهء اول در ذكر ولات كردستان كه مورخان آنها را در شمار سلاطين ذكر كردهاند در پنج فصل : 1 ) ولات ديار بكر و جزيره « 2 » ، 2 ) ولات دينور و شهر زور ( - حسنويه ) ، 3 ) ولات فضلويه يا لر بزرگ ، 4 ) ولات لر كوچك ،
هامش
( 1 ) - شرفنامه ، چاپ افست ، تهران 1343 ، ص 7 - 9 .
( 2 ) - جزيرهء ابن عمر ، شهرى قديم بر كنار دجله از ناحيهء غربى ميان موصل و ديار بكر .