شرفنامه در تاريخ طوايف كرد شهرت يافته است . بدليس ( بتليس ) چنان كه پيش ازين در ذيل ترجمهء حكيم الدين ادريس گفته شد نام شهر و ناحيهيى در مغرب درياچهء وان ، ميان ارمنستان و اران است . اين شهر و ناحيه در عهد شاه اسمعيل و قسمتى از دورهء شاه تهماسب جزو ممالك صفوى بود و بعد ، پس از فتح بغداد بدست شاه سليمان ، با ساكنان كرد و ارمنى خود ، در قلمرو متصرفات عثمانيان درآمد .
امير شرف خان ( مير شرف ) بن امير شمس الدين بن حاجى شرف بن ضياء الدين از خاندان حكام بدليس و از رؤساى عشيرت روجكى ( روزكى ) از عشاير كرد بود كه در سال 949 ه در قصبهء كرهرود از اعمال قم كه پدرش آن را از جانب شاه تهماسب به تيول داشت ، تولد يافت ، و بنابر رسم دوران تهماسبى با فرزندان اعيان و امرا از نه سالگى تا دوازده سالگى در حرم خاص شاهى در سلك شاهزادگان تربيت شد .
پدرش امير شمس الدين در عداد ملازمان شاه تهماسب قرار داشت تا آنكه در سال 961 ه از ملازمت استعفا كرد و كنج انزوا اختيار نمود و شاه تهماسب بنابر استدعاى عشيرهء روجكى امارت آن عشيره و حكومت بعضى از نواحى شروان را بپسرش يعنى همين امير شرفخان واگذار كرد ، ولى چند سال بعد بار ديگر او را بملازمت برگرداند و بقزوين خواند و امارت روجكى را مجددا بر عهدهء او گذارد و الكاى كرهرود را كماكان بوى ارزانى داشت . اينبار هم امير شمس الدين چندگاهى بيش در ملازمت پادشاه باقى نماند و ديگربار امارت روجكى بر عهدهء شرفخان گذارده شد و او در جزو ملازمان شاه تهماسب در قزوين ماند و « دو سال على الاتصال از ملازمت منفك نشد » و بعد از گرفتارى خان احمد گيلانى بسال 975 ه « 1 » ، در تسخير گيلان رشادت بخرج داد و اهميتى كسب كرد و هفت سال در گيلان بسر برد و سپس بقزوين رفت ولى
هامش
( 1 ) - همين جلد ، ص 504 - 506 . و رش احسن التواريخ ذيل حوادث 975 ( ص 435 - 440 ) .