خواجه امين احمد شرح حال همهء بزرگان اين خاندان را ، كه همگى مردان صاحب قلم بودهاند ، تا عهد خود در هفت اقليم آورده « 1 » ، و مير عبد الرزاق خوافى نيز ازين خاندان تا بازماندگان خواجه غياث الدين محمد در دستگاه پادشاهان تيمورى هند در مآثر الامرا ياد نموده است « 2 » .
پدر محمد امين يعنى خواجه ميرزا احمد كار خانوادگى خود را كه بازرگانى و ملكدارى بود ادامه داد ، و بقول پسرش « در احداث قنوات و باغات خواهشى مفرط داشت و در حدّ ذات خود مايدهء انعامش براى غربا آماده بود و در شيوهء ميزبانى و ميهماننوازى ماحضرش برطبق اخلاص نهاده ، و پادشاه زمان ، شاه تهماسب صفوى را بوى لطفى و شفقتى بىقياس بود . . . و چند سال كلانترى رى را مع تصدى خالصات به دو مفوض گردانيد و بعد از فوت وى شاه سلطان محمد نيز به نسبت سلف عمل كرده و تا زمان فوت مهمات فوق را به دو حواله داشت . . . گاهى بنابر تقريبى شعر مىگفته . . . » « 3 » .
و دربارهء محمد امين ، معاصرش تقى الدين اوحدى بليانى در تذكرهء عرفات گفته است : « زبدة الانام ، خوش فهم مبين ، كامل امين ، متتبع مورخ ، رند لاابالى ، صاحب ادراك عالى ، شمع مجلس سرافرازى ، خواجه امين بن خواجه احمد رازى از امجاد بلدهء رى است و يكى از ابن اعمام صاحب الصواحب ، اعتماد الدولة العليه ميرزا غياث بيگ والد نورمحل « 4 » ، غايت فطانت و رزانت و متانت و ادراك داشته ، زحمت بسيار در جميع تواريخ كشيده ، تتبع حالات نموده ، از جمله كتاب هفت اقليم تأليف اوست كه همهكس را بتقريب در آنجا مذكور مىسازد ، از همهچيز سخن مىگويد ، الحق آن نسخه را نيكو نوشته . . . و وى مدتى شد كه در هند بجوار رحمت حق
هامش
( 1 ) - چاپ تهران ، ج 3 ، ص 63 - 81 .
( 2 ) - مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 127 - 151 .
( 3 ) - هفت اقليم ، تهران ، ج 3 ، ص 71 - 72 .
( 4 ) - مقصود نورجهان بيگم است .