پيوسته . . . » « 1 » .
محمد امين چنان كه خود گفته است « 2 » از ديرباز « هميشه اوقات را در تحصيل احوال ابرار و اخيار مصروف مىداشته . . . تا آخر بنابر وفور خواهش خود و اشارهء بعضى از دوستان خاطر بر آن قرار گرفت كه تذكرهيى جمع سازد از نظم و نثر تا زمان حال را كارى و ايّام مستقبل را يادگارى باشد ، بعد از شش سال كه ليلا و نهارا بدان مواظبت نموده شد كتابى بحصول پيوست مملو از اشعار و اخبار و حكايات و آثار كه . . . اگرچه نظارهكنان از گل و رياحين آن بوستان دماغ جان را معطر و ديدهء دل را منور مىگردانند اما از لذت نقل آن ثمرات بنابر افزونى عبارت و زيادتى كتابت بىمنفعت و محروم مىمانند ، لاجرم بخاطر رسيد كه از هر خرمن آن دانهيى و از هر كيلش پيمانهيى جمع ساخته كتابى علىحده تصنيف نمايد » و آن كتاب جداگانه همين هفت اقليم است كه چنان كه از گفتار مؤلف برمىآيد خلاصهييست از تذكرهيى مفصل كه با شش سال كار ترتيب داده بود .
اين كتاب مختصر شده را كه هفت اقليم نام يافته نمىتوان تنها تذكره ناميد ، چه آنطور كه از نامش برمىآيد كتابيست كه بناى آن بر جغرافياى هفت اقليم عالم ( تا آنجا كه مؤلف مىشناخته ) گذارده شده است . مؤلف نخست مىپردازد بذكر مقدمهيى دربارهء خشكيهاى كرهء زمين و ربع مسكون از آن خشكيها كه در شمال خط استواست و بخشى از ربع مسكون كه جغرافيادانان قديم آن را بهفت بخش مىكرده و هر بخش را اقليم مىناميدهاند ؛ و بعد از آن شروع مىكند به بيان هريك از اقليمهاى هفتگانه و تعريف جغرافيايى و مساحت آن و كشورها و شهرهاى مهمى كه در آنست و ضمن بيان هر شهر و ديار بذكر بزرگان آن ، خاصه شاعرانش نيز پرداخته و نمونهاى خوبى از شعرهايشان ذكر نموده و ضمنا دربارهء هر كشور اطلاعات تاريخى هم دربارهء
هامش
( 1 ) - نقل از تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، ص 413 .
( 2 ) - هفت اقليم ، تهران ، ج 1 ، ص 4 .