تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1678

مساهمون:

ص١٦٧٨
شرف الدين حسين مردى بود فاضل و اديب و منشى و شاعر و محاسب و متحلى بهنرهاى گوناگون . وى از شاه تهماسب خطاب « ميرمنشى » يافت و بدين عنوان مشهور گرديد . مير منشى در آغاز منشى سام ميرزا در هرات بود و سپس بخدمات ديگر ديوانى روزگار مىگذاشت تا آنكه در زمان حكومت سلطان ابراهيم ميرزاى صفوى متخلص به « جاهى » « 1 » مدتى دراز با سمت وزارت مشهد خدمت آن شاهزادهء آزادهء هنرمند را درك مىكرد و تمام عمر را در اجتناب از معصيت‌ها و كارهاى مكروه گذراند تا در هفتاد و هفت سالگى بسال 990 ه در آستانهء حضرت عبد العظيم ( رى ) درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد . مير منشى مانند ديگر هنرمندان و شاعران و اديبان مقرّب سلطان ابراهيم ميرزا نسبت « ابراهيمى » داشت و اين نسبت براى پسرش مير احمد نيز باقى ماند ، خاصه كه مير احمد بيست سال از دوران جوانى خود را زير سايهء آن شاهزادهء بزرگوار در مشهد گذراند و در آن مدت سرگرم دانش‌اندوزى و هنرآموزى بود . مير احمد روز پنجشنبه هفدهم ربيع الاول سال 953 در شهر قم ولادت يافت و در يازده سالگى بهمراه پدر ، در ركاب سلطان ابراهيم ميرزا بمشهد رفت و بيست سال ( تا سى و يك سالگى ) در آن شهر و در درگاه شاهزادهء ياد شده بسر برد و از محضر استادان و هنرمندان آن درگاه كسب فيض كرد و در دانش و ادب و هنر نام برآورد و در سال 984 ه ، گويا در ركاب سلطان ابراهيم ميرزا ، بقزوين رفت و بعد از آنكه در همان سال ابراهيم ميرزا بفرمان شاه
هامش
- اشارهء مرحوم محمد على تربيت در كتاب دانشمندان آذربايجان ، ص 18 . - و مقالهء مرحوم حاج حسين آقاى نخجوانى در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال نهم ( 1336 شمسى ) شمارهء اول ، ص 1 - 16 . - و مقدمهء پرفسور زاخودر بر ترجمهء روسى تذكرهء گلستان هنر ( مسكو ، 1947 ميلادى ) . - و مقدمهء پرفسور مينورسكى بر ترجمهء كتاب مذكور بانگليسى ، واشينگتن ، 1959 ميلادى . - آنچه در اين گفتار آمده انتخاب و تلخيص و تنظيمى تازه است از مآخذ مذكور . ( 1 ) - همين جلد ، ص 499 .