تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1677

مساهمون:

ص١٦٧٧
و ديگر ترجمهء قواعد الاحكام علامهء حلى ( م 726 ه ) « 1 » ، و ديگر كتاب كشف الاحتجاج كه ترجمه‌ييست فارسى از كتاب الاحتجاج على اهل اللجاج ابو منصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى ، و ديگر زبدة التفاسير كه تفسير مشروح قرآنست به عربى كه بعد از تفسيرهاى فارسى خود بسال 977 ه تأليف نمود . وفات ملا فتح الله بسال 988 ه « 2 » اتفاق افتاد و مادهء تاريخ او را « ملاذ الفقها » يافتند چنان كه در اين قطعه مىبينيم :
مفتى دين متين كاشف قرآن مبين * واقف سر قدر عالم اسرار قضا هادى وادى تفسير كه در حل كلام * خاطرش بود ز اسرار يقين پرده‌گشا ملكى ذات و فلك مرتبه فتح الاسلام * كه بد از قوت او رايت اسلام به پا قدوهء اهل فقاهت كه بمصباح دروس * همه را بود بارشاد به حق راهنما كرد پرواز بشهباز سبك جنبش عزم * دل وسعت طلبش تا كه ازين تنگ فضا فقها را چو ملاذى بجز آن قدوه نبود * بهر تاريخ نوشتند « ملاذ الفقها »
( - 988 ) نثر فتح الله كاشانى مانند بيشتر همطرازانش ، آميغى است از پارسى و تازى كه بهرهء تازى آن بيشتر است و بويژه زير اثر فرنهادهاى دستورى عربيست چنان كه نمونه‌يى از آن را در همين گفتار ديده‌ايد .

25 - قاضى مير احمد قمى « 3 »

قاضى مير احمد قمى ابراهيمى پسر شرف الدين حسين حسينى ابراهيمى معروف به « مير منشى » است . اين
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ج 3 ، ص 224 و 227 . ( 2 ) - اين واقعه را بسالهاى 978 و 997 نيز نوشته‌اند كه دور از صحت است ، ( تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 374 ) . ( 3 ) - دربارهء او بنگريد بكتاب تاريخ تذكره‌هاى فارسى تأليف آقاى احمد گلچين معانى ، ج 1 ، تهران 1348 شمسى ، ص 416 و ج 2 ، تهران 1350 شمسى ، ص 141 - 142 و ص 708 - 732 كه در آنها علاوه بر تحقيقات آقاى گلچين مقاله‌هايى از : بانو زهراى داعى ( مجلهء روزگار نو ، ج 4 شمارهء 5 ، ص 68 - 70 + مجلهء نقش و نگار ، شمارهء 5 ، ص 23 - 24 ) نقل شده باضافهء : -