سلطنت درّ درج خلافت و جهاندارى ، نيربرجشوكت و كامكارى السلطان بن السلطان ابو مظفر شاه طهماسب بهادر خان خلد الله ملكه و سلطانه و افاض على العالمين برّه و عدله و احسانه ، و نيز محتويست بر احوال سلاطين روميه و خوانين چغتاى و خانان ازبكيه و مشاهير علما و صدور و وزراء كه معاصر ايشان بودهاند . . . »
اطلاعاتى كه حسن بيگ در مورد قسمت اخير يعنى احوال علما و صدور و وزرا داده با اخبار مبسوطى كه دربارهء شاعران و خطاطان آورده بسيار قابل توجهست . علاوه بر اين مؤلف بعد از فوت شاه تهماسب تا آغاز سلطنت سلطان محمد خدابنده را نيز بتحرير درآورد و بعد از شرح بذل و بخشش سلطان محمد خدابنده و پراگنده شدن گنجينهء شاه تهماسب بدست آن پادشاه ، دربارهء او نوشته است كه « از زمان آدم تا اين زمان كه سال تاريخ هجرى به نهصد و هشتاد و پنج رسيده است ، هيچ پادشاه ذوى الاقتدار بلشكر اينقدر زر نداده است . . . » « 1 » ، و آخرين واقعهيى هم كه در جلد دوم كتاب ( قسمت چاپ شده ) مىبينيم از جمله زد و خوردهاى سرحدى دولتهاى صفوى و عثمانيست كه همان سال قرب ارض روم اتفاق افتاد .
24 - ملا فتح الله كاشانى « 2 »
وى نام و نسب خويش را در منهج الصادقين چنين آورده است : ابن شكر الله فتح الله شريف كاشانى .
صاحب روضات الجنات دربارهء او نوشته است كه از عالمان دولت شاه تهماسب
هامش
( 1 ) - حسن التواريخ ، ص 503 .
( 2 ) - دربارهء او بنگريد به :
* روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات ، ج 5 ، چاپ مطبعهء مهر استوار قم در سال 1392 ه . ق ، ص 345 - 346 .
* رياض العلما و حياض الفضلا ، ميرزا عبد الله افندى اصفهانى ، ج 4 ، مطبعهء خيام قم ، 1401 ه . ق ، ص 318 - 319 .
* فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ، ص 123 - 126 و 177 - 178 .