نمود » « 1 » .
گمان مىرود كه مقصود حسن بيگ از اين همراهى اردو ، ملازمت آستان تهماسبى و احراز وظيفهء وقايعنگارى بود كه با استمرار حضور او در جزو حواشى درگاه ملازمه داشت . اسكندر بيگ تركمان كه چندبار از حسن روملو با عنوان مورخ ياد كرده ، در جريان پناهندگى همايون پادشاه بشاه تهماسب ( سال 951 ه ) او را « از حضار حاشيهء بساط عزت » شاه تهماسب معرفى نموده است « 2 » ؛ و گويا اين همراهى اردو و مقام و مرتبهيى كه نصيب حسن بيگ شده بود تا آغاز پادشاهى شاه سلطان محمد ( 985 ه ) برقرار بود و بعد از آن خبرى ازو نداريم .
حسن بيگ مؤلف كتاب پرارزشيست در تاريخ بنام احسن التواريخ در دو قسمت كه قسمت اول آن با رويدادههاى سال 807 ( آغاز سلطنت شاهرخ ) شروع شده و در قسمت دوم كتاب ( قسمت چاپ شده ) بحوادث سال 985 يعنى سال جلوس شاه سلطان محمد خدابنده پايان مىپذيرد . بخش چاپ شدهء كتاب كه در دسترس است به همان نحو كه گفتم قسمت دوم كتابست از آنچه حسن بيگ تأليف نمود .
دو جلد موجود ازين كتاب پرارزش [ شمارههاى 1350 .
Suppl
و 228 .
Suppl
در كتابخانهء ملى پاريس كه بلوشه آنها را ذيل شمارهء فهرست 475 - 474 ( ج 1 ، ص 297 ) معرفى كرده است ] شامل حوادث سالهاييست كه ياد كردهام ، ولى اگر بقول خود مؤلف استناد كنيم بايد اين دو قسمت هم جزئى از يك كتاب مشروح چند جلدى باشد كه متأسفانه همهء آن در دست نيست مثلا مؤلف از جلدهاى ششم و هفتم كتاب خود نام مىبرد كه شرححال ابن مقله در نخستين و شرححال ياقوت مستعصمى در دومين « نوشته شده » « 3 » و حتى در مورد
هامش
( 1 ) - ايضا ، ص 301 .
( 2 ) - عالمآراى عباسى ، ص 99 .
( 3 ) - احسن التواريخ ، ص 141 .