تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1671

مساهمون:

ص١٦٧١
نبيرهء اوست بمحنت قورچىگرى گرفتار گرديد و قوشون او را به پير سلطان خليفه كه در بلاهت از اقران خود مستثنى بود ، عنايت فرمودند » « 1 » . ازين مقدمات كه بگذريم مىدانيم كه حسن بيگ بدينكه نبيرهء امير سلطانست اكتفا ننمود و جوانى را بكسب كمالات در خدمت استادان زمان گذراند و از يكى از آنان بنام مالك ديلمى قزوينى كه از خوشنويسان زمان بود نام مىبرد و گويد « در علوم شاگرد مولانا جمال الدين محمود شيرازى بود ، راقم اين حروف ، ذرهء بىمقدار ، حاشيهء شمسيه پيش او خوانده » « 2 » . اين مولانا مالك ديلمى قزوينى را اسكندر بيگ تركمان هم « از خوشنويسان مسلم الثبوت عراق » دانسته و نامش را بهمراه خوشنويسانى كه در عهد شاه تهماسب « فريد زمان بودند » آورده است « 3 » ؛ و اما جمال الدين محمود شيرازى از شاگردان معروف علامه جلال الدين دوانى و استاد ميرزا جان باغ نوى شيرازى بود « 4 » . مراجعه‌يى با حسن التواريخ و شيوهء انشاء آراسته و يكدست آن هم نشان از فضل و ادب مؤلف آن حسن بيگ مىدهد اما چون او بهرحال باويماقهاى قزلباش تعلق داشت شغل شاغل او سپاهيگرى بود و همچنانكه پيش ازين ديده‌ايم با درجهء « سلطانى » سمت « قورچىگرى » داشت و باصطلاح از افسران سپاه تهماسبى بود و بسبب مقام و مرتبه‌يى كه حائز شده بود با عنوان « بيگ » ازو ياد شده « 5 » و گاه هم بمناسبت درجه‌يى كه در « قوشون » داشت با عنوان « سلطان » مذكور افتاده . اسكندر بيگ تركمان در
هامش
( 1 ) - احسن التواريخ ، ص 295 . ( 2 ) - ايضا ص 142 ، ضمن حوادث سال 919 ه . ( 3 ) - عالم‌آراى عباسى ، ص 171 . ( 4 ) - بنگريد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 389 ؛ و دربارهء ميرزا جان باغ‌نوى بنگريد به همان كتاب و همان صفحه و نيز رجوع كنيد به همين كتاب و همين جلد ، ص 305 - 306 . ( 5 ) - عالم‌آراى عباسى ، ص 27 و 46 و 99 .