تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1443

مساهمون:

ص١٤٤٣
حساب - توسل بتعبيرهاى تركيبى طولانى بجاى مصدرهاى متداول فارسى مانند « علم ملك ستانى ارتفاع دادن » يعنى جهانگشايى كردن ، كشور گرفتن ؛ و « روى بوادى فرار آوردن » يعنى گريختن ؛ و « مرقوم قلم بيان گرديدن » يعنى نوشته شدن ، و مانند اينها كه اگر قرار شود از كتابهاى گوناگون اين عهد نقل كنند توانند كه لغت‌نامه‌يى از آنها بسازند . سبب اساسى اين وضع آن بود كه بيشتر اهل قلم اگر تحصيلى كرده بودند به زبان عربى بود نه فارسى ؛ و يا اصلا نه عربى درستى آموخته بودند و نه در پارسىگويى تمرينى كرده و استادى ديده . 4 ) نكتهء ديگر وسعت ميدان و زمان پارسىنويسى درين عهدست يعنى آنكه نثر فارسى اين دوران مانند شعر ، نه به زمان كوتاهى باز بسته بود و نه‌تنها بسرزمين اصلى خود يعنى بايران . در دو قرن و نيم زمان و در سرزمينهايى وسيع از كرانه‌هاى داردانل و بوسفور تا ميانهء آسيا و كناره‌هاى گنگ و تا شبه جزيرهء پهناور دكن ميدان نثر پارسى درين عهد بود . در چنين سرزمين وسيع و زمان موسع ، و نيز در رشته‌هاى گوناگون از نويسندگى ، نمىتوان يك سبك و يك شيوه تشخيص داد و آن را توصيف كرد و با يك حكم كلى از كنارهء موضوع گذشت ، بلكه درست بشيوه‌يى كه دربارهء شعر اين عهد سخن گفته‌ام در اينجا نيز بايد سخن گفت و همهء سويه‌ها و رويه‌هاى منشور را نگريست و سپس دعوى شناخت آن نمود . پس بهتر آنست كه به اين موضوع كلى از راه شناخت اجزاء آن بنگريم . 5 ) نخستين موضوعى كه درين تجزيه بخاطر مىآيد فراوانى واژه‌هاى عربى در نثر اين دوره است كه دربارهء آنها پيش ازين بتفصيل سخن گفته‌ام و درينجا اين نكته را مىافزايم كه در انشاء دورانهاى گذشته به كار بردن جمله و عبارت تازى بيشتر يا در راه استشهاد نويسنده به آنها بود و يا به قصد اظهار اطلاع از ادب عربى ؛ و همچنين به كار بردن واژه‌ها و تركيبهاى عربى كه عادة نتيجهء عدم اطلاع از معادلهاى فارسى آنها يا نقص زبان درى در آن موردها بود ، و بيشتر
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1443 | ذبيح الله صفا